دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۷۸

سعدی
بستان رخ تو گلستان آرد بار وصل تو حیات جاودان آرد بار
بر خاک فکن قطره ای از آب دو لعل تا بوم و بر زمانه جان آرد بار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی و حیات‌بخشیِ بی‌کران معشوق سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی صوفیانه و عاشقانه، چهره‌ی معشوق را بوستانی می‌داند که نهالِ زیبایی و طراوت در آن می‌روید و وصلِ او را راهی برای رسیدن به جاودانگی و کمالِ هستی ترسیم می‌کند.

در نگاه شاعر، قدرتِ معشوق در دمیدنِ روحِ تازه به جهان به اندازه‌ای است که حتی کوچک‌ترین عنایتِ او، همچون قطره‌ای از آبِ حیات، قادر است خشکی و سردیِ زمانه را به شور و شکوهِ حیات بدل کند.

معنای روان

بستان رخ تو گلستان آرد بار وصل تو حیات جاودان آرد بار

وصالِ تو برای عاشق، ارمغان‌ آورنده‌ی زندگیِ همیشگی و جاودانه است.

نکته ادبی: آرد بار در اینجا به معنای نتیجه دادن و ثمر بخشیدن است و به مفهوم حیات‌بخشیِ وصال اشاره دارد.

بر خاک فکن قطره ای از آب دو لعل تا بوم و بر زمانه جان آرد بار

تا تمامِ سرزمین و اهلِ زمانه دوباره جانی تازه بگیرند و زنده شوند.

نکته ادبی: بوم و بر به معنای سرزمین و جایگاه است و در اینجا استعاره از تمام هستی است که از فیضِ وجودِ معشوق احیا می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره بستان رخ

تشبیه مستقیمِ چهره به بوستان برای القای مفهوم رویش و زیباییِ بی‌حد.

تشبیه دو لعل

تشبیه لب‌های سرخ و گران‌بهای معشوق به لعل که نمادِ زیبایی و حیات است.

کنایه آرد بار

کنایه از نتیجه دادن، به ثمر نشستن و تأثیرگذاریِ عمیق.