دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۷۷

سعدی
هرچند که هست عالم از خوبان پر شیرازی و کازرونی و دشتی و لر
مولای منست آن عربی زادهٔ حر کاخر به دهان حلو می گوید مر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت با نگاهی نکته‌سنج و طنزآمیز، نخست گستره‌ی وسیع زیبایی و حضور انسان‌های نیک‌سیرت در اقالیم مختلف ایران را ترسیم می‌کند. شاعر با برشمردن نام مردمان سرزمین‌های گوناگون، تنوع و فراوانی خوبان را در جهان تأیید می‌کند.

در ادامه، شاعر توجه خود را به شخصیتی خاص از تبار عرب معطوف می‌دارد و با زبانی کنایی، به ویژگی گفتاری یا رفتاری عجیب او اشاره می‌کند. این تغییر لحن از مدحِ عام به وصفِ خاصی که با چاشنی طنز همراه است، فضای شعر را از یک توصیف ساده به یک قطعه‌ی انتقادی و طنزآمیز تغییر می‌دهد.

معنای روان

هرچند که هست عالم از خوبان پر شیرازی و کازرونی و دشتی و لر

اگرچه جهان سرشار از مردمان نیک و زیباست؛ مردمی که از شیراز، کازرون، دشتستان و طوایف لر هستند.

نکته ادبی: استفاده از لیست کردن مکان‌های مختلف برای نشان دادن گستردگی و کثرت زیبایی در جهان.

مولای منست آن عربی زادهٔ حر کاخر به دهان حلو می گوید مر

اما آن شخصِ عرب‌تبارِ آزاده، مولای من است که در نهایت، به جای کلمه «حلو» (شیرین)، آن را «مُر» (تلخ) تلفظ می‌کند.

نکته ادبی: «حر» به معنای آزاده و نجیب است و عبارت «حلو می‌گوید مُر» اشاره به یک ویژگی گفتاری یا خطای زبانی در فرد مورد نظر دارد که شاعر آن را برجسته کرده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار و برشمردن شیرازی و کازرونی و دشتی و لر

شاعر با آوردن نام شهرهای مختلف، بر کثرت و تنوع خوبان تأکید کرده است.

تضاد حلو و مُر

تقابل میان واژه‌ی «شیرین» و «تلخ» در کلام آن فرد که دستمایه‌ی طنز شاعر قرار گرفته است.