دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۷۱

سعدی
من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟ خاری ز گلستان تو باشم چه شود؟
شیران جهان روبه درگاه تواند گر من سگ دربان تو باشم چه شود؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نهایت فروتنی، تسلیم و کوچک‌شمردن خویش در برابر جایگاه رفیعِ محبوب است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های مبتنی بر خودکم‌بینی، نشان می‌دهد که جایگاهِ پَست در آستانِ محبوب، برتر از هر مقام و منزلتِ دنیوی است و نزدیکی به او، حتی در نقش‌های کوچک و خادم‌وار، افتخاری است که نصیبِ هر کسی نمی‌شود.

در فضای این شعر، نوعی عرفانِ تسلیم و رضا موج می‌زند که در آن 'منِ' عاشق در حریمِ محبوب مستحیل شده و برای بودن در محضر او، به پست‌ترین درجات نیز راضی و خشنود است.

معنای روان

من گر سگکی زان تو باشم چه شود؟ خاری ز گلستان تو باشم چه شود؟

اگر من سگِ کوچکی در خدمتِ تو باشم، چه می‌شود و چه مانعی دارد؟ یا اگر همچون خاری در گلستانِ تو باشم، چه اتفاقی می‌افتد؟ (یعنی هر دو حالت برای من مایه‌ی افتخار و نزدیکی به توست).

نکته ادبی: واژه 'سگکی' با پسوند 'ک' برای کوچک‌شمردن خویش و ابراز فروتنیِ افراطی به کار رفته است. تضاد میان 'خار' و 'گلستان' بر این نکته دلالت دارد که حضور در گلستانِ محبوب، حتی به شکل خار نیز مغتنم است.

شیران جهان روبه درگاه تواند گر من سگ دربان تو باشم چه شود؟

شیرانِ قدرتمندِ عالم در برابر درگاهِ تو همچون روباهان، ضعیف و تسلیم هستند؛ پس اگر من به عنوانِ سگِ نگهبانِ درِ خانه تو باشم، چه اشکالی دارد؟ (این مقامی است که بزرگان نیز در برابر تو دارند).

نکته ادبی: واژه 'شیران' نماد بزرگان و قدرتمندان است و 'روبه' نشان‌دهنده شکسته‌نفسی و تسلیمِ مطلق. استعاره 'سگ دربان' دلالت بر وفاداری، پاسداری از حریم و عشقِ بی‌پایان دارد.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه شود

پرسشی که پاسخ آن منفی است و هدف از آن، تأکید بر ارزشمند بودنِ این جایگاهِ به ظاهر پست در نظر عاشق است.

تضاد شیران و روبه

تقابلِ قدرت و هیبت با ناتوانی و تسلیم برای نشان دادنِ عظمتِ محبوب که همه در برابرش فروتن‌اند.

کنایه سگ دربان

کنایه از وفاداریِ مطلق، پاسداریِ مشتاقانه و خادمیِ بی‌‌منت برای محبوب.