دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۶۹

سعدی
داد طرب از عمر بده تا برود تا ماه برآید و ثریا برود
ور خواب گران شود بخسبیم به صبح چندانکه نماز چاشت از ما برود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده نگاهی لذت‌جویانه و رها از قید و بندهای زمانه است که در آن، شاعر آدمی را به غنیمت شمردن فرصت و بهره‌مندی از لحظه‌های هستی پیش از زوال عمر دعوت می‌کند.

در فضای این سروده، دغدغه‌های زمانه و تکالیفِ مرسوم در برابر لذتِ آسودن و شادمانی رنگ می‌بازند و رویکردِ «دم‌غنیمتی» به عنوانِ راهکارِ اصلی برای رهایی از اضطرابِ گذرِ عمر تبیین می‌شود.

معنای روان

داد طرب از عمر بده تا برود تا ماه برآید و ثریا برود

سهم شادی خود را از زندگی پیش از آنکه عمر به پایان برسد بگیر و از آن بهره‌مند شو؛ بگذار ماه و ستاره ثریا در آسمان گردش کنند و زمان سپری شود و بی‌اعتنا به گذرِ روزگار، شاد باش.

نکته ادبی: داد در اینجا به معنای حق و سهم است. ترکیب دادِ طرب دادن کنایه از شادمانی کردن و لذت بردن است.

ور خواب گران شود بخسبیم به صبح چندانکه نماز چاشت از ما برود

اگر خوابِ سنگین بر ما چیره شد، تا صبح می‌خوابیم، حتی اگر به واسطه این خوابِ طولانی، وقتِ نمازِ چاشت (اواخر صبح) از دست برود و به عبادت نرسیم.

نکته ادبی: نماز چاشت اشاره به نمازی در اوایل روز دارد؛ تأکید بر آن نشان‌دهنده اولویت دادن به آسودگیِ جسمانی در برابر تکالیفِ معنوی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه داد طرب دادن

به معنای کامل بهره بردن از لذت‌های زندگی و غنیمت شمردن دم است.

مجاز ماه و ثریا

اشاره به گردش روزگار و گذرِ بی‌بازگشتِ زمان و تغییرات مداوم آسمان.

تضاد نماز چاشت

در تقابل با خوابِ سنگین، نشان‌دهنده ترجیحِ استراحت بر انجامِ تکالیف مذهبی است.