دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۶۷

سعدی
با دوست به گرمابه درم خلوت بود وانروی گلینش گل حمام آلود
گفتا دگر این روی کسی دارد دوست؟ گفتم به گل آفتاب نتوان اندود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از لحظات خلوت و عاشقانه در فضایی خاص و سنتی است. درونمایه اصلی، تحسین زیبایی بی‌همتای معشوق است که چنان آشکار و تابناک است که هیچ پرده‌ای توان پنهان کردن آن را ندارد و هیچ قیاسی نمی‌تواند همتای آن باشد.

معنای روان

با دوست به گرمابه درم خلوت بود وانروی گلینش گل حمام آلود

در گرمابه با محبوب خود خلوت کرده بودم و در آن حال، چهره‌ی گل‌گون و زیبای او با رطوبت و بخار حمام آمیخته شده و جلوه‌ای دلربا یافته بود.

نکته ادبی: گل حمام آلود در اینجا کنایه از شبنمی است که بر اثر بخار حمام بر چهره نشسته و آن را لطیف‌تر نشان می‌دهد.

گفتا دگر این روی کسی دارد دوست؟ گفتم به گل آفتاب نتوان اندود

محبوب پرسید: آیا کسی دیگر هم چهره‌ای چون من دارد که نزد کسی محبوب باشد؟ پاسخ دادم: خورشید را نمی‌توان با گِل پوشاند؛ یعنی زیبایی تو چنان درخشان و بدیهی است که نه قابل کتمان است و نه کسی می‌تواند چون تو باشد.

نکته ادبی: اندودن به معنای پوشاندن و لایه‌مالی کردن است و این بیت در واقع یک تمثیل یا ضرب‌المثل کهن برای بیانِ حقیقت آشکار است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی گلین

تشبیه صورت معشوق به گل که نشان از لطافت و طراوت آن دارد.

استعاره آفتاب

استعاره از چهره‌ی درخشان و پرفروغ معشوق که تاریکی‌ها را کنار می‌زند.

تمثیل به گل آفتاب نتوان اندود

استفاده از ضرب‌المثل برای بیانِ غیرقابل‌انکار بودنِ حقیقت و زیبایی که برتر از پوشش‌هاست.