دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۶۱

سعدی
آن کودک لشکری که لشکر شکند دایم دل ما چو قلب کافر شکند
محبوب که تازیانه در سر شکند به زانکه ببیند و عنان برشکند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اشتیاق شدید و دردآلود عاشق به معشوقی است که دارای هیبتی باشکوه و در عین حال بی‌رحم است. شاعر در این فضای حماسی-عاشقانه، معشوق را همچون سرداری جوان و پیروزمند تصویر می‌کند که تسلطش بر میدان دل، همانند پیروزی در میدان نبرد، قاطع و ویرانگر است.

درونمایه‌ی اصلی، ترجیح دادن هرگونه رابطه‌ی مستقیم -حتی اگر با خشونت همراه باشد- بر بی‌اعتنایی و سردی معشوق است. در نظر عاشق، رنج ناشی از خشم معشوق، شیرین‌تر از درد ناشی از فراموش‌شدن و نادیده گرفته شدن است.

معنای روان

آن کودک لشکری که لشکر شکند دایم دل ما چو قلب کافر شکند

آن جوانِ جنگجو که تواناییِ درهم‌شکستنِ سپاهیان را دارد، مدام دلِ مرا نیز مانند قلبِ (مرکزِ) لشکرِ دشمنان که در جنگ درهم شکسته می‌شود، می‌شکند.

نکته ادبی: واژه «قلب» دارای ایهام است؛ هم به معنای عضو بدن و هم اصطلاح نظامی برای مرکز سپاه.

محبوب که تازیانه در سر شکند به زانکه ببیند و عنان برشکند

برای من بسیار بهتر است که محبوب با تازیانه بر سر من بکوبد و خشم خود را نشان دهد، تا اینکه مرا ببیند و بی‌اعتنا از کنارم بگذرد و اسبش را برگرداند و راهش را کج کند.

نکته ادبی: عبارت «عنان برشکستن» کنایه‌ای است از روی گرداندن و اعراض کردنِ محبوب از عاشق.

آرایه‌های ادبی

ایهام قلب

به معنای دل انسان و همچنین به معنای مرکز و میانه‌ی سپاه که در آرایش نظامی قدیم جایگاه حساسی داشت.

کنایه عنان برشکند

کنایه از روی گرداندن، نادیده گرفتن و بی‌اعتنایی به عاشق.

تشبیه دل ما چو قلب کافر

تشبیه دل عاشق به مرکز سپاه دشمن که به دست سردار (معشوق) شکسته می‌شود.