دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۵۹

سعدی
کس با تو عدو محاربت نتواند زیرا که گرفتار کمندت ماند
نه دل دهدش که با تو شمشیر زند نه صبر کها ز تو روی برگرداند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تسلیم کامل و بی قید و شرط عاشق در برابر معشوق است. قدرت جذبه و زیبایی معشوق چنان است که هرگونه توانِ مقاومت یا ستیز را از دشمن که در اینجا همان عاشقِ گرفتار است سلب کرده و او را در وضعیتِ پیچیده و ناگزیرِ عشق قرار داده است.

شاعر با ترسیم این موقعیتِ دشوار نشان می‌دهد که گریز از دامِ عشقِ یار ممکن نیست و عاشق نه توانِ جنگیدن و ستیز با او را دارد و نه تابِ دوری و فراموشی‌اش را؛ این وضعیتی است که در آن سکون و سکوت تنها پاسخِ عاشقانه در برابرِ هیبتِ معشوق است.

معنای روان

کس با تو عدو محاربت نتواند زیرا که گرفتار کمندت ماند

هیچ دشمنی یارایِ ستیز و مقابله با تو را ندارد چرا که پیش از هر اقدامی در دامِ عشق و کمندِ نگاهِ تو گرفتار شده است.

نکته ادبی: محاربت در اینجا به معنای جنگیدن و ستیز است و کمند نمادی است از قدرتِ کشش و افسونِ معشوق که عاشق را اسیر می‌کند.

نه دل دهدش که با تو شمشیر زند نه صبر کها ز تو روی برگرداند

نه دلش اجازه می‌دهد که با تو به جنگ برخیزد و شمشیر بکشد و نه آن‌قدر صبر و شکیبایی دارد که بتواند از تو روی برگرداند و دوری گزیند.

نکته ادبی: ساختارِ جملات در این بیت متضمنِ نوعی تضاد میان ناتوانی در جنگیدن و ناتوانی در جدایی است که وضعیتِ بغرنجِ عاشق را به تصویر می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره کمند

اشاره به گیسو یا جذبه معشوق که عاشق را مانند صید در بند می‌کشد.

تضاد (طباق) جنگیدن و روی برگرداندن

بیانگرِ سرگشتگی عاشق میان میل به کنش‌گری و کششِ اجباری به سویِ معشوق.

پارادوکس (تناقض) نه دل دهد ... نه صبر

عاشق در وضعیتی گرفتار است که هیچ راهِ گریزی برایش باقی نمانده و هر دو کنشِ ممکن برایش غیرممکن است.