دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۵۸

سعدی
گویند مرو در پی آن سرو بلند انگشت نمای خلق بودن تا چند؟
بی فایده پندم مده ای دانشمند من چون نروم که می برندم به کمند؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی کشمکش همیشگی میان عقل مصلحت‌اندیش و جذبه‌ی عشق است؛ جایی که نصیحت‌گران با تکیه بر منطق و آبرو، عاشق را از پیگیری معشوق برحذر می‌دارند، اما عاشق در پاسخی صریح، بر بی‌اختیاری خود در برابر کششِ عشق تأکید می‌کند.

فضا، فضایی است که در آن «عقل» در برابر «جذبه‌یِ ویرانگرِ عشق» شکست می‌خورد و شاعر با لحنی گلایه‌آمیز و قاطع به نکوهشِ منتقدان می‌پردازد و نشان می‌دهد که فرمانِ دل از حوزه‌ی قدرتِ نصایحِ عقلانی خارج است.

معنای روان

گویند مرو در پی آن سرو بلند انگشت نمای خلق بودن تا چند؟

مردم به من می‌گویند که به دنبال این معشوقِ زیبارویِ بلندقامت نرو؛ تا کی می‌خواهی به خاطر این عشق، انگشت‌نمای مردم شوی و آبرویت به خطر بیفتد؟

نکته ادبی: سرو بلند استعاره از قد و بالای رعنای معشوق است و انگشت‌نما بودن کنایه از رسوا شدن و مورد توجهِ نامطلوبِ عموم قرار گرفتن است.

بی فایده پندم مده ای دانشمند من چون نروم که می برندم به کمند؟

ای کسی که ادعای دانایی داری، بیهوده مرا نصیحت نکن؛ من چگونه می‌توانم به سوی معشوق نروم، در حالی که نیروی عشق همچون کمند (طناب شکار) مرا به بند کشیده و به سمت او می‌کشد؟

نکته ادبی: کمند استعاره از گیرایی و قدرتِ مهارناپذیرِ عشق است که اراده و اختیار را از عاشق سلب کرده و او را به سوی معشوق می‌کشاند.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو بلند

تشبیه قد و قامت موزون معشوق به درخت سرو که نماد بلندی و زیبایی است.

کنایه انگشت نمای خلق بودن

اشاره به شهرت یافتن به امری ناپسند یا غیرمتعارف که باعث می‌شود دیگران با انگشت او را به یکدیگر نشان دهند.

استعاره مکنیه کمند

عشق به کمند یا طنابِ شکارچی تشبیه شده است که عاشق را بی‌اختیار به دنبال خود می‌کشد.