دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۵۱

سعدی
آن خال حسن که دیدمی خالی شد وان لعبت با جمال جمالی شد
چال زنخش که جان درو می آسود تا ریش برآورد سیه چالی شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

مضمون اصلی این ابیات، بیان طنزآلود و کنایه‌آمیز از زوال زیبایی و گذار دوران جوانی است. شاعر با نگاهی موشکافانه و در عین حال شوخ‌طبعانه، تغییرات چهره‌ی معشوقی را ترسیم می‌کند که با گذشت زمان و رویش موی صورت، شکوه و لطافتِ گذشته‌اش را از دست داده و از یک موجود ظریف و زیبا به چهره‌ای دیگرگون تبدیل شده است.

این اشعار از نمونه‌های واقع‌گراییِ طنزآمیز در ادبیات است که در آن آرمان‌گراییِ عاشقانه جای خود را به مشاهده‌ی دقیقِ فرسودگیِ چهره می‌دهد؛ جایی که دیگر نه تنها خبری از زیباییِ سابق نیست، بلکه نشانه‌هایِ رویش مو، آن لطافت و دلربایی را به زشتی یا در بهترین حالت به تغییر ماهیت بدل کرده است.

معنای روان

آن خال حسن که دیدمی خالی شد وان لعبت با جمال جمالی شد

آن خالِ زیبایی که در چهره او می‌دیدم، دیگر از بین رفته و آن معشوقی که همچون عروسکی زیبا و بی‌نقص بود، اکنون طراوت و ظرافت خود را از دست داده است.

نکته ادبی: واژه «لعبت» در متون کلاسیک به معنای عروسک است و برای ستایش زیباییِ بی‌تحرک و ظریف به کار می‌رود.

چال زنخش که جان درو می آسود تا ریش برآورد سیه چالی شد

گودی چانه او که پیش‌تر مایه آرامش و پناهگاه دل بود، اکنون با روییدن ریش، به گودالی سیاه و نازیبا بدل شده است.

نکته ادبی: «چال زنخ» در ادبیات کهن از ویژگی‌های جمالِ محبوب بوده است که در اینجا با رویش ریش، به ضدِ خود تبدیل شده و تضاد ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

جناس جمال و جمالی

استفاده از واژه‌های هم‌ریشه برای ایجاد موسیقی کلام و تاکید بر تغییر ماهیت زیبایی.

کنایه خالی شد

کنایه از زوال، نابودی و از بین رفتن ویژگی‌های مثبت زیبایی‌شناختی.

تضاد و پارادوکس طنزآمیز چال زنخ و سیه چالی

شاعر گودی چانه (که نماد زیبایی است) را با روییدن ریش به چاهی سیاه و ناخوشایند تشبیه کرده است که نشان‌دهنده تغییر نگاهِ عاشق از دیدن زیبایی به دیدن نقص است.