دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۰
سعدیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات با زبانی عاطفی و صریح، ناتوانی عاشق را در تحمل دوری از معشوق بیان میکند و بر پیوندِ ناگسستنی میانِ جان عاشق و حضور یار تأکید دارد.
شاعر در ادامه، ناچاری و استیصال خویش را در برابر جبرِ روزگار نشان میدهد و صبوری را نه از سرِ میل، بلکه به عنوانِ وظیفهای ناگزیر و لازمهی عاشقی معرفی میکند تا بتواند با تحمل فراق، در راه عشق استوار بماند.
معنای روان
مصرع اول: هرگز باور نکن و این حرف را نشنیده بگیر که من میتوانم دوری تو را تحمل کنم. مصرع دوم: و یا اینکه این توان در من باشد که هم با تو در صلح و دوستی باشم و هم بتوانم دوریات را تاب بیاورم.
نکته ادبی: صبوری به معنای شکیبایی است. طاقت به معنی توانایی و قدرت تحمل است. در این بیت، تضاد میان دوستی و دوری نشاندهنده محال بودنِ جمعِ میانِ وصال و فراق است که شاعر آن را ناممکن میداند.
مصرع اول: اما اگر بخواهم از روی ناچاری، صبر و شکیبایی پیشه نکنم، چه راه چارهای برایم باقی میماند؟ مصرع دوم: زیرا که خشنودی و رضایت به قضا و قدر، برای عاشقان امری واجب و ضروری است.
نکته ادبی: شکیب مترادف صبر است. خرسندی در اینجا به معنای رضایت دادن به تقدیر و تحمل شرایط سختِ عاشقی است. ضروری در این سیاق به معنای واجب و گریزناپذیر است.
آرایههای ادبی
جمعِ میانِ وصال و فراق که امری ناممکن و متضاد است.
پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر ناچاری و اجبارِ عاشق در تحمل رنج دوری تأکید دارد.