دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۹

سعدی
ما را به چه روی از تو صبوری باشد یا طاقت دوستی و دوری باشد
جایی که درخت گل سوری باشد جوشیدن بلبلان ضروری باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی پیوند ناگسستنی و طبیعی میان عاشق و معشوق است. شاعر با زبانی صریح بیان می‌دارد که دوری از محبوب، با ذات عاشقی در تضاد است و همان‌گونه که وجودِ گل، بلبل را به شور و نغمه‌سرایی وامی‌دارد، حضور معشوق نیز در جان عاشق، جوشش و بی‌قراری ایجاد می‌کند.

در حقیقت، شاعر این رابطه را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورتِ هستی‌شناسانه می‌بیند که گریز از آن ممکن نیست و بی‌قراری عاشق، امری کاملاً طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است.

معنای روان

ما را به چه روی از تو صبوری باشد یا طاقت دوستی و دوری باشد

چگونه برای من امکان دارد که در دوری از تو شکیبایی پیشه کنم یا آن‌قدر توان داشته باشم که هم عاشق تو باشم و هم تحمل دوری‌ات را داشته باشم؟ این امر برای من ناممکن است.

نکته ادبی: واژه 'روی' در اینجا به معنای 'دلیل' یا 'جهت' است و 'طاقت' به معنای تاب‌آوری آمده است.

جایی که درخت گل سوری باشد جوشیدن بلبلان ضروری باشد

در جایی که درخت گل سرخ وجود دارد، بسیار طبیعی و ناگزیر است که بلبلان از شوق دیدار آن، به جوش و خروش و نغمه‌سرایی بیفتند.

نکته ادبی: گل سوری (گل محمدی) استعاره از محبوب است و جوشیدن در اینجا کنایه از غلیان شور و آواز عاشقانه بلبل است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (اسلوب معادله) جای که درخت گل سوری باشد / جوشیدن بلبلان ضروری باشد

شاعر برای اثبات غیرممکن بودنِ صبر در عشق، از یک پدیده طبیعی (رابطه بلبل و گل) کمک گرفته است تا وضعیت خود را توجیه کند.

نمادپردازی گل سوری و بلبل

گل سوری نماد محبوب و جمال اوست و بلبل نماد عاشق شیدا و بی‌قرار که جز نغمه‌سرایی در حضور محبوب کاری ندارد.