دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۸

سعدی
آهو بره را که شیر در پی باشد بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟
این ملح در آب چند بتواند بود وین برف در آفتاب تا کی باشد؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از تصاویر طبیعت، به مسئله ناپایداری و بیهودگیِ تکیه بر عوامل مخرب یا موقعیت‌های متضاد می‌پردازد. شاعر در فضایی پندآموز، با ترسیم شرایطی که در آن بقا یا اعتماد ناممکن است، به مخاطب هشدار می‌دهد که ذات هر چیز را بشناسد و در جستجوی امنیت در آغوش خطر نباشد.

درونمایه کلی این اثر، تأکید بر ضرورتِ درکِ تضادهای وجودی و هشداری نسبت به اعتمادهای نابجا است. همان‌طور که نمک در آب حل می‌شود و برف در آفتاب ذوب می‌گردد، اعتمادِ قربانی به درنده نیز تنها به نابودی می‌انجامد.

معنای روان

آهو بره را که شیر در پی باشد بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟

هنگامی که آهوی کوچک در تعقیب شیر است، چگونه می‌تواند به آن حیوان درنده اعتماد کند؟ این بیت کنایه از حماقت یا درماندگیِ کسی است که به دشمنی که قصدِ جانش را دارد، دل می‌بندد.

نکته ادبی: «وی» در اینجا ضمیر اشاره به شیر است که در جایگاهِ دشمنِ تهدیدکننده قرار دارد.

این ملح در آب چند بتواند بود وین برف در آفتاب تا کی باشد؟

نمک در میان آب تا چه زمانی می‌تواند باقی بماند و برف در برابر تابش خورشید تا چه حد دوام می‌آورد؟ این پرسش‌ها بر فناپذیری و محال بودنِ بقای چیزی در شرایطِ مخربِ آن تأکید دارد.

نکته ادبی: «ملح» واژه‌ای عربی به معنای نمک است که در ادبیات کلاسیک برای نشان دادنِ انحلال و از بین رفتن، به عنوان استعاره‌ای برای ناپایداری به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه اعتماد بر وی باشد؟ / تا کی باشد؟

پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها منفی است و برای تأکید بر محال بودنِ یک اتفاق و بیهوده بودنِ انتظار برای بقا یا امنیت به کار رفته‌اند.

تمثیل و نمادپردازی آهو و شیر، نمک و آب، برف و آفتاب

استفاده از تقابل‌های طبیعی برای نشان دادن روابطی که در آن یک طرف باعث نابودیِ طرف دیگر می‌شود؛ تمثیلی از قربانی و ظالم و زوالِ اجباری.