دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۳

سعدی
آن را که جمال ماه پیکر باشد در هرچه نگه کند منور باشد
آیینه به دست هرکه ننماید نور از طلعت بی صفای او در باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر پیوند عمیق میان حالات درونی انسان و جهان پیرامون تأکید دارند. شاعر بیان می‌دارد که نگاهِ انسان، متأثر از باطن اوست؛ کسی که دارای قلبی روشن و سیمایی مصفاست، جهان را نیز زیبا و تابان می‌بیند و تأثیرِ نیکی بر آن می‌گذارد.

در مقابل، تیرگی و ناپاکیِ باطن، مانع از درک حقیقت و زیبایی‌هاست. در واقع، جهان همچون آینه‌ای است که احوال درونی ناظر را بازتاب می‌دهد و اگر در این آینه نوری دیده نمی‌شود، نه از کمبودِ جهان، بلکه از تیرگیِ درونِ خودِ ناظر است.

معنای روان

آن را که جمال ماه پیکر باشد در هرچه نگه کند منور باشد

کسی که از سیمایی همچون ماه برخوردار است و درونی روشن دارد، به هر چه بنگرد، آن چیز نیز به واسطه‌ی نگاهِ درخشان و پُر از نورِ او، روشن و تابان می‌گردد.

نکته ادبی: ماه پیکر استعاره از زیبایی درخشان و کمال است و منور بودنِ پیرامون نشان‌دهنده‌ی تأثیرگذاریِ مثبت و قدسیِ فردِ باصفا بر محیط است.

آیینه به دست هرکه ننماید نور از طلعت بی صفای او در باشد

اگر کسی در آیینه بنگرد و نوری نبیند، این امر به دلیل نقصِ آیینه نیست، بلکه به سببِ تاریکی و بی‌صفاییِ چهره و باطنِ خود اوست که مانع از انعکاسِ حقیقت و زیبایی شده است.

نکته ادبی: طلعت به معنای چهره و دیدار است و بی‌صفایی استعاره از تیرگیِ باطن و آلودگیِ روح است که مانندِ پرده‌ای بر دیدگان عمل می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه پیکر

تشبیه چهره‌ی زیبا به ماه برای القای درخشندگی و زیباییِ خیره‌کننده.

مراعات نظیر آیینه، نور، طلعت

همنشینی این واژگان برای ترسیم فضای بصریِ بازتابِ حقیقت در آیینه‌ی وجود انسان.

کنایه منور بودنِ آنچه به آن نگریسته می‌شود

کنایه از تأثیرِ مثبت، روشنی‌بخش و تعالی‌گرِ فردِ دارایِ صفا بر محیط و جهانِ پیرامون.