دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۰

سعدی
شمع ارچه به گریه جانگدازی می کرد گریه زده خندهٔ مجازی می کرد
آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز استاده بد و زبان درازی می کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی طنزآمیز و نکته‌سنج، تصویری پارادوکسیکال از شمع ترسیم می‌کند. او ابتدا میان «گریه» که نماد سوختن و ذوب شدن موم است و «خنده» که نماد سوسوی شعله است، پیوندی معنایی برقرار می‌کند.

در ادامه، شاعر با نگاهی جسورانه، کوتاه کردن فیتیله شمع را به بریدن سر تشبیه می‌کند و ایستادگی شمع پس از این واقعه را به «زبان‌درازی» تعبیر می‌کند که نشان‌دهنده روح سرکش و جسارت در عین فناپذیری است.

معنای روان

شمع ارچه به گریه جانگدازی می کرد گریه زده خندهٔ مجازی می کرد

اگرچه شمع با چکیدن موم، گویی در حال گریستن و جان دادن بود، اما همین گریستن در واقعیت، خنده‌ای ظاهری و بی‌معنا بود که بر چهره داشت.

نکته ادبی: شمع در ادبیات کلاسیک نماد عاشقی است که در راه معشوق می‌سوزد. در اینجا «گریه» به معنای چکیدن موم و «خنده» به معنای سوسوی نور است که تضاد میان ظاهر و باطن را نشان می‌دهد.

آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز استاده بد و زبان درازی می کرد

آن موجود شوخ و بی‌باک (شمع)، حتی پس از آنکه سرش (فیتیله‌اش) را کوتاه کردند، باز هم ایستادگی می‌کرد و با شعله‌اش زبان‌درازی می‌کرد.

نکته ادبی: «شوخ» در متون قدیم به معنای زیبا، جسور و بی‌پروا است. «زبان‌درازی» در اینجا استعاره‌ای از حرکت شعله و لرزش نور است که گویی پاسخی گستاخانه به مرگ خویش می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد گریه و خنده

شاعر با کنار هم قرار دادن گریه (چکیدن موم) و خنده (سوسوی شعله)، تضاد میان رنج و لذت را به زیبایی به تصویر کشیده است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) زبان‌درازی شمع

شمع به انسانی جسور تشبیه شده که حتی در آستانه نابودی، زبان‌درازی می‌کند و از خود دفاع می‌نماید.

استعاره سرش را ببریدند

بریدن فیتیله شمع به بریدن سر انسان تشبیه شده است که نشان‌دهنده نگاه خلاقانه شاعر به اجزای شمع است.