دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۹

سعدی
چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد
گفتم بروم صبر کنم یک چندی هم صبر برو که صبر ازو نتوان کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر درماندگی انسان در برابر تقدیر و تسلط عشق بر اراده است. شاعر با زبانی صریح به این نکته اشاره دارد که وقتی سرنوشتِ آدمی بر مدارِ ناخوشایندی قرار می‌گیرد، تدبیر و خردِ انسانی کارگر نیست و حتی شکیبایی که پناهِ رنج‌دیدگان است نیز در برابرِ جاذبه‌ی محبوب رنگ می‌بازد.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی است که در آن اراده‌ی فردی در برابرِ قدرتِ بی‌بدیلِ بخت و عشق به زانو درآمده است و شاعر با پذیرشی تلخ، بی‌فایدگیِ هرگونه تقلا برای تغییرِ اوضاع را گوشزد می‌کند.

معنای روان

چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد

هنگامی که نمی‌توان با برنامه‌ریزی و خردمندی، سرنوشت و اقبال را بهبود بخشید، هرگونه تلاشِ بیهوده و گفت‌وگو کردن درباره‌ی آن بی‌فایده است و راه به جایی نمی‌برد.

نکته ادبی: واژه «تدبیر» در اینجا به معنای چاره‌جویی و اندیشیدن برای بهبود امور است و «بخت» به تقدیر اشاره دارد که فراتر از قدرتِ تصمیم‌گیریِ انسان است.

گفتم بروم صبر کنم یک چندی هم صبر برو که صبر ازو نتوان کرد

با خود گفتم که از این مهلکه دور شوم و مدتی صبر کنم؛ اما حقیقت این است که در برابر او نمی‌توان شکیبایی کرد؛ پس ای صبر، تو نیز از من دور شو، زیرا در این مورد کارایی نداری.

نکته ادبی: در مصراع دوم، واژه «صبر» با ایهام و ایجاز به کار رفته است؛ هم به معنای شکیبایی است و هم در عبارت «صبر برو»، به معنای برداشتن و بردنِ صبر به کار گرفته شده تا ناتوانیِ شاعر را در تحملِ دوری بیان کند.

آرایه‌های ادبی

جناس و ایهام صبر برو

شاعر با استفاده از تکرار واژه صبر، ضمن ایجاد نوعی بازی کلامی، بر ناتوانی مطلق خود در شکیبایی تأکید کرده است.

تضاد مفهومی تدبیر و بخت

تقابل میان کوشش و برنامه‌ریزیِ انسانی (تدبیر) و قدرتِ غیرقابل‌تغییرِ سرنوشت (بخت) که محور اصلی معنایی بیت نخست است.