دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۵

سعدی
گر باد ز گل حسن شبابش ببرد بلبل نه حریفست که خوابش ببرد
گل وقت رسیدن آب عطار ببرد عطار به وقت رفتن آبش ببرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و شاعرانه به مقوله ناپایداری زیبایی و پیوند متقابل میان اجزای طبیعت و انسان می‌پردازند. در بیت نخست، زوال طراوت گل و ناتوانی بلبل در برابر این تغییر ناگزیر به تصویر کشیده شده است؛ گویی در برابر خزانِ زیبایی، هیچ فریادرس یا حریفی وجود ندارد.

در بیت دوم، شاعر با بیانی کنایی و استفاده از ایهام، چرخه‌ای میان «عطار» و «گل» ترسیم می‌کند که نشان‌دهنده رابطه بده‌بستان و تأثیر متقابل میان انسان و مظاهر طبیعت است؛ گویی در داد و ستدی ازلی، هر یک از طرفین در زمانِ خود، بهره‌ای از دیگری می‌ستاند.

معنای روان

گر باد ز گل حسن شبابش ببرد بلبل نه حریفست که خوابش ببرد

اگر بادِ خزان، زیباییِ دوران جوانی را از چهره گل برباید، بلبل چنان توان و قدرتی ندارد که بتواند جلوی این اتفاق را بگیرد یا آرامش و خواب خوش را به گل بازگرداند.

نکته ادبی: «حسن شباب» استعاره از طراوت و اوج زیبایی در دوران جوانی است. واژه «حریف» در اینجا به معنای هم‌سنگ، حریفِ میدان و صاحب‌قدرت برای مقابله است.

گل وقت رسیدن آب عطار ببرد عطار به وقت رفتن آبش ببرد

هنگامی که گل به مرحله شکوفایی و کمال می‌رسد، عطار عصاره و عطرش را می‌گیرد؛ و هنگامی که عطار عمرش به پایان می‌رسد و می‌رود، گل (یا طبیعت) آبرو، اعتبار یا حیات او را می‌ستاند.

نکته ادبی: «آب بردن» کنایه‌ای چندوجهی است که در مصراع اول به معنای گرفتن عطر و عصاره است و در مصراع دوم، کنایه از از بین بردنِ اعتبار، آبرو و یا ستاندنِ جان است.

آرایه‌های ادبی

ایهام آب

واژه «آب» در بیت دوم دارای ایهام است؛ در مصراع اول به معنای عصاره و عطر گل است و در مصراع دوم کنایه از آبرو و حیات انسانی دارد.

تضاد رسیدن / رفتن

تقابل میان زمان شکوفایی (رسیدن) و زمان مرگ یا پایان عمر (رفتن) که بر چرخه حیات تاکید دارد.

تشخیص باد و گل

نسبت دادن کنش‌های انسانی مانند بردنِ زیبایی به باد یا اشاره به کنش‌های متقابلِ نمادین در طبیعت.