دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۴

سعدی
دستارچه ای کان بت دلبر دارد گر بویی ازان باد صبا بردارد
بر مردهٔ صد ساله اگر برگذرد در حال ز خاک تیره سر بردارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات با بهره‌گیری از اغراق‌گوییِ هنرمندانه، تأثیر حیاتی و شورانگیزِ حضور یا عطرِ معشوق را تصویر می‌کند. از نظر او، پیوند با معشوق چنان نیرویِ حیات‌بخشی دارد که حتی مرگ و فناپذیریِ طولانی‌مدت را نیز شکست می‌دهد و به آن حیات دوباره می‌بخشد.

این فضا، حال‌وهوای عرفانی و عاشقانه دارد که در آن «عشق» به مثابه‌ی دمی مسیحایی نگریسته می‌شود؛ دمی که قادر است جان‌های مرده و افسرده را دوباره به عالمِ هستی بازگرداند و آنان را از قیدِ تاریکی و نیستی برهاند.

معنای روان

دستارچه ای کان بت دلبر دارد گر بویی ازان باد صبا بردارد

اگر بادِ صبا، عطر و بویِ آن دستارِ کوچکی را که آن معشوقِ زیبارو بر سر دارد، با خود ببرد و منتشر کند.

نکته ادبی: دستارچه مصغر دستار است و اشاره به تعلقِ محبوب دارد. بت دلبر استعاره از معشوقی است که به زیباییِ خیره‌کننده پرستیده می‌شود.

بر مردهٔ صد ساله اگر برگذرد در حال ز خاک تیره سر بردارد

این عطر اگر بر مزارِ کسی که صد سال از مرگش گذشته و پوسیده است بوزد، آن مُرده بی‌درنگ از دلِ خاکِ گور زنده می‌شود و سر برمی‌آورد.

نکته ادبی: خاک تیره نماد کناییِ گور و عالمِ فنا است. سر بردارد کنایه از حیات یافتن و دوباره برخاستن است.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) بر مردهٔ صد ساله

بزرگ‌نماییِ شدیدِ قدرتِ حیات‌بخشیِ عطر معشوق برای تأکید بر تأثیرِ اعجازگونه‌اش.

استعاره بت دلبر

تشبیه معشوق به بت به دلیلِ زیباییِ مطلق و نفوذِ خدای‌گونه‌اش در قلبِ عاشق.

نماد خاک تیره

به کارگیریِ خاک به عنوانِ نمادِ مرگ و زوال که در مقابلِ نفسِ حیات‌بخشِ معشوق قرار گرفته است.