دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۳

سعدی
کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خرد با دوست به پایان نشنیدیم که برد
مقراض به دشمنی سرش برمی داشت پروانه به دوستیش در پا می مرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش مقام بی‌همتای وفاداری در عشق می‌پردازد و پروانه را به عنوان نمادی از عاشق راستین معرفی می‌کند که در مسیر رسیدن به معشوق، از جان خویش می‌گذرد. شاعر با نگاهی تحسین‌آمیز، این میزان از اخلاص و پایبندی را فراتر از توان آدمی می‌داند.

در این فضا، تقابل مرگ و عشق به تصویر کشیده شده است؛ جایی که نابودی فیزیکی در نزد عاشق، نه یک شکست، بلکه رسیدن به کمال درک وصال و وفاداری است. پروانه در این تصویرسازی، قهرمانی است که در پای معشوق، جان خود را تقدیم می‌کند.

معنای روان

کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خرد با دوست به پایان نشنیدیم که برد

ما هرگز نشنیده‌ایم که کسی در راه وفا به محبوب، به اندازه‌ای که این پروانه کوچک ناچیز در راه دوست خود وفادار بوده و تا آخرین لحظه بر عهدش پایدار مانده، ثابت‌قدم باشد.

نکته ادبی: واژه خرد در اینجا صفت برای پروانه است و به معنای کوچک و کم‌مقدار بودن اوست که در تقابل با عظمت وفاداری‌اش، تأکیدی هنری ایجاد کرده است.

مقراض به دشمنی سرش برمی داشت پروانه به دوستیش در پا می مرد

در حالی که آن نیروی نابودگر (که اینجا مانند قیچی عمل می‌کند) از سر دشمنی سر پروانه را می‌چید، پروانه با تمام وجود و از روی عشق و دوستی، در پای معشوق جان می‌سپرد.

نکته ادبی: مقراض در اینجا استعاره‌ای از عاملی است که جان عاشق را می‌ستاند و تقابل معنایی بین دشمنی تقدیر و دوستی عاشقانه جوهره اصلی این بیت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دشمنی / دوستی

شاعر با کنار هم قرار دادن این دو واژه، شکاف عمیق میان رفتار دنیا (یا شمع) و رفتار عاشق (پروانه) را به تصویر کشیده است.

استعاره پروانه

پروانه به عنوان نمادی برای عاشق جان‌باخته و فداکار به کار رفته است که حقیقت عشق را با مرگ خود به اثبات می‌رساند.

کنایه در پا می‌مرد

کنایه از تسلیم کامل، نهایت ارادت و فدا کردن جان در آستانه معشوق است.