دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۲

سعدی
نوروز که سیل در کمر می گردد سنگ از سر کوهسار در می گردد
از چشمهٔ چشم ما برفت اینهمه سیل گویی که دل تو سخت تر می گردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از تقابل میان جنبش طبیعت در فصل بهار با سنگدلی و بی‌تفاوتی معشوق را ترسیم می‌کند. شاعر با بهره‌گیری از توصیفاتِ جاری در طبیعت، به شدتِ اندوه و فراوانیِ اشک‌های خویش اشاره دارد و با بیانی گلایه‌آمیز، از اینکه این سیلاب‌های اشک نتوانسته است تأثیری بر دلِ سختِ معشوق بگذارد، سخن می‌گوید.

درونمایه‌ی اصلی، شکوه از بی‌عاطفگی معشوق است. شاعر میانِ تحولِ طبیعت که با سیل و سنگ همراه است و سکونِ عاطفیِ معشوق که به «سخت‌تر شدن» تشبیه شده، تضادی عمیق برقرار کرده تا عمقِ ناکامیِ خود را در راهِ رسیدن به دلِ معشوقِ سنگدل، به شکلی هنری نشان دهد.

معنای روان

نوروز که سیل در کمر می گردد سنگ از سر کوهسار در می گردد

در فصل نوروز که سیلاب‌ها در دامنه‌ها و کمرکش کوه‌ها جاری می‌شوند و سنگ‌ها را از فراز قله‌ها به حرکت درمی‌آورند و فرومی‌غلتانند.

نکته ادبی: «کمر» در اینجا کنایه از دامنه‌ی کوه است و «در می گردد» به معنای چرخیدن و غلطیدنِ اشیاء بر اثر فشار آب است.

از چشمهٔ چشم ما برفت اینهمه سیل گویی که دل تو سخت تر می گردد

از چشمه‌ی چشمان من سیلاب‌های اشک بسیاری سرازیر شده است، اما با این حال، گویی دل تو با دیدن این همه گریه، نه تنها نرم نشده، بلکه سخت‌تر و نفوذناپذیرتر می‌گردد.

نکته ادبی: «چشمه‌ی چشم» اضافه‌ی تشبیهی برای تأکید بر جوشش و تداومِ اشک‌های شاعر است.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر نوروز، سیل، سنگ، کوهسار

هماهنگی و تناسب میان واژگان مربوط به طبیعت و فصل بهار که به تصویرسازی بهتر و عینی‌تر فضای شعر کمک کرده است.

استعاره چشمه‌ی چشم

تشبیه چشم به چشمه برای نشان دادنِ فراوانی و جوشش اشک و غلبه‌ی اندوه.

تضاد سیلِ روان و دلِ سخت

تقابل میانِ جنبشِ سیلاب که هر چیزی را با خود می‌برد و پایداری و نفوذناپذیریِ قلبِ معشوق در برابرِ عواطفِ عاشق.