دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۰

سعدی
روی تو به فال دارم ای حور نژاد زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد
فرخنده کسی که فال گیرد ز رخت تا لاجرم از محنت و غم باشد شاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از مضامین تغزلی و ستایش‌گرانه، چهره‌ی معشوق را سرمنشأ امید و خوش‌بختی می‌داند. او معشوق را با زیبایی‌های آسمانی و قدسی (حور) هم‌تراز می‌کند و نگاه کردن به رخسار او را چون فال نیکی می‌پندارد که مایه رهایی از اندوه‌هاست.

فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از شیفتگی و احترام است که در آن، زیبایی معشوق فراتر از دسترسی معمول دانسته شده و همین دوری و قداست، خود سبب‌ساز نوعی شادکامی درونی برای عاشق می‌گردد.

معنای روان

روی تو به فال دارم ای حور نژاد زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد

ای کسی که از تبار حوریان بهشتی هستی، دیدن چهره تو را به فال نیک می‌گیرم؛ چرا که زیبایی و قداست تو به قدری والاست که حتی اجازه نزدیک شدن و بوسیدن را به عاشق نمی‌دهد.

نکته ادبی: ترکیب «حور نژاد» اشاره به زیبایی آسمانی و فوق‌بشری دارد و «به فال داشتن» کنایه از نیت خیر و خوش‌یمنی است.

فرخنده کسی که فال گیرد ز رخت تا لاجرم از محنت و غم باشد شاد

چه بسیار خوشبخت است کسی که دیدار چهره تو را برای خود به فال نیک می‌گیرد، چرا که این کار ناگزیر باعث می‌شود تا از هرگونه غم و اندوه رهایی یابد و شادکام شود.

نکته ادبی: «لاجرم» در اینجا به معنای حتماً و ناگزیر است و رابطه علت و معلولی میان فال گرفتن و شادی را تأکید می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و استعاره حور نژاد

تشبیه معشوق به حوریان بهشتی برای تأکید بر زیبایی کمال‌یافته و دست‌نیافتنی او.

تناقض‌نمایی (پارادوکس) زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد

اشاره به قداست و کمال معشوق که مانع از نزدیکی جسمانی می‌شود و نوعی احترام عاشقانه را در دل دارد.

مراعات نظیر فال، فرخنده، شاد

استفاده از واژگانی که در یک حوزه معناییِ «خوش‌بختی و نیک‌فرجامی» قرار دارند.