دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۲۸

سعدی
با دوست چنانکه اوست می باید داشت خونابه درون پوست می باید داشت
دشمن که نمی توانمش دید به چشم از بهر دل تو دوست می باید داشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر مفهوم متعالی ایثار، صبوری و گذشت در روابط انسانی است. شاعر به دو جنبه دشوار از حفظ دوستی اشاره دارد؛ نخست پذیرش بی‌قید و شرط دوست با تمام ویژگی‌هایش و فروخوردن رنج‌های درونی در این مسیر، و دوم، گذشت از احساسات شخصی و نفرت‌های قلبی در برخورد با دشمنان، تنها به خاطر احترام به خواسته‌ها و علایق فرد عزیزی که مخاطب کلام اوست.

معنای روان

با دوست چنانکه اوست می باید داشت خونابه درون پوست می باید داشت

باید با دوست همان‌گونه که هست، با مدارا و پذیرش رفتار کنی و اگر از رفتار او رنجی می‌کشی، باید آن درد و اندوه را در درون خود پنهان کنی و دم بر نیاوری.

نکته ادبی: خونابه استعاره از رنج‌های جانکاه و تلخی‌هایی است که انسان در مسیر دوستی متحمل می‌شود و در پوست داشتن کنایه از نهان کردن درد در حریم وجودی است.

دشمن که نمی توانمش دید به چشم از بهر دل تو دوست می باید داشت

دشمنی را که حتی تحمل نگاه کردن به چهره‌اش را ندارم، به خاطر تو و برای حفظ آرامش قلبت، ناچارم همچون دوست با او رفتار کنم و با وی مدارا داشته باشم.

نکته ادبی: از بهر به معنای به خاطر است. تضاد میان دشمن و دوست در این بیت، نشان‌دهنده اوج گذشت و فداکاری راوی در مسیر دوستی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خونابه درون پوست داشتن

کنایه از تحملِ رنج‌های عمیقِ درونی و دم برنیاوردن در برابر سختی‌هایِ رابطه است.

تضاد دوست و دشمن

تقابل این دو واژه برای برجسته‌سازیِ ایثارِ شاعر به کار رفته است تا نشان دهد چگونه برای یک عزیز، حتی با دشمن نیز می‌توان مدارا کرد.