دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۲۴

سعدی
گر دل به کسی دهند باری به تو دوست کت خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست
از هر که وجود صبر بتوانم کرد الا ز وجودت که وجودم همه اوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی اوجِ ارادت و شیفتگی عاشق نسبت به معشوقی است که همه‌ی کمالات ظاهری و باطنی را یک‌جا در خود دارد. شاعر در این قطعه، بر این باور است که دل سپردن تنها شایسته‌ی کسی است که از حیث اخلاق، کلام و ظاهر بی‌نقص باشد.

در بخش دوم، مفهوم عمیقِ اتحاد و یکی‌شدن عاشق و معشوق مطرح می‌شود. شاعر بیان می‌کند که دوری از دیگران برای او ممکن است، اما بی‌تابی در دوری از معشوق گریزناپذیر است؛ چرا که او تمامِ هستی و وجودِ عاشق را در بر گرفته است.

معنای روان

گر دل به کسی دهند باری به تو دوست کت خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست

اگر قرار باشد کسی دلش را به کسی ببخشد، بدون شک تو شایسته‌ترین فرد هستی؛ چرا که تو هم از اخلاق پسندیده برخوردار هستی، هم معطری و هم چهره‌ای بسیار زیبا و دل‌نشین داری.

نکته ادبی: عبارت «باری» در اینجا برای تأکید استفاده شده و به معنای «به هر حال» یا «قطعاً» است. «کت» نیز صورتِ مخففِ «که تو» است.

از هر که وجود صبر بتوانم کرد الا ز وجودت که وجودم همه اوست

من تواناییِ صبر و شکیبایی در دوری از هر کسی را دارم، مگر تو؛ زیرا تمامِ وجود و هستی من در گروِ وجودِ توست و تو همه دارایی و تمامِ جانِ منی.

نکته ادبی: تکرارِ واژه‌ی «وجود» در این بیت، نشان‌دهنده یگانگی و درهم‌تنیدگیِ عاشق و معشوق در دیدگاه عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

سجع و واج‌آرایی خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست

تکرار حروف و واژگانِ هم‌سنگ، موسیقیِ درونیِ زیبایی ایجاد کرده و بر کمالاتِ معشوق تأکید می‌ورزد.

تکرار وجود

تکرارِ این واژه در دو سویِ بیت، نمادی از اتحادِ هستیِ عاشق و معشوق است.