دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۶

سعدی
گویند هوای فصل آزار خوشست بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست
ابریشم زیر ونالهٔ زار خوشست ای بیخبران اینهمه با یار خوشست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این سروده، شاعر با نگاهی به زیبایی‌های طبیعت در فصل بهار همچون عطر گل‌ها، نغمه‌خوانی پرندگان و نوای دل‌انگیز موسیقی، به توصیف ظواهر دل‌فریب جهان می‌پردازد. او معتقد است که هرچند این مواهب در ظاهر خوشایند و مایه نشاط آدمی هستند، اما کمالِ لذت و آرامش آن‌ها تنها در گرو حضور و همنشینی با محبوب میسر می‌شود.

در واقع، شاعر با تأکیدی عارفانه یا عاشقانه، غفلتِ کسانی را که فریب ظواهر را می‌خورند و از اصلِ معنا که همان حضورِ یار است بازمی‌مانند، متذکر می‌شود؛ بنابراین تمام زیبایی‌های جهانِ مادی، بدون وجود معشوق، نقشی در دل‌ربایی حقیقی ندارند.

معنای روان

گویند هوای فصل آزار خوشست بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست

مردم می‌گویند که هوای فصل بهار بسیار مطبوع و دلپذیر است. همچنین، استشمام عطر گل‌ها و شنیدن صدای آواز پرندگان در میان گلزار نیز بسیار خوشایند و آرامش‌بخش است.

نکته ادبی: واژه «آزار» در این بافتار استعاره‌ای از فصل بهار است که گل‌ها در آن می‌رویند. همچنین واژه «مرغ» در ادبیات کهن به معنای عام «پرنده» به کار می‌رود.

ابریشم زیر ونالهٔ زار خوشست ای بیخبران اینهمه با یار خوشست

شنیدن نوای موسیقی (که سیم‌های ساز از ابریشم بوده) و گوش سپردن به ناله‌های سوزناک و عاشقانه‌ نیز بسیار دل‌انگیز است؛ اما ای کسانی که از حقیقت عشق بی‌خبرید، بدانید که همه این خوشی‌ها و زیبایی‌ها تنها زمانی معنا و لذت واقعی دارند که در کنار یار باشید.

نکته ادبی: «ابریشم» در اینجا کنایه از تارهای ساز است. ترکیب «ناله زار» بیانگر صدای غم‌آلود و در عین حال خوشایند موسیقی است که با حالات عاشقانه همخوانی دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) خوشست

تکرار کلمه «خوشست» در پایان تمام مصراع‌ها، علاوه بر ایجاد موسیقی درونی، بر محوریت یک موضوع خاص تاکید دارد.

کنایه ابریشم

اشاره به تارهای ساز که از ابریشم ساخته می‌شد.

مراعات نظیر (تناسب) گل، گلزار، مرغ، بهار

گرد آوردن کلماتی که با یکدیگر ارتباط معنایی و طبیعی دارند و فضای باغ و بهار را برای مخاطب تداعی می‌کنند.