دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۴

سعدی
امشب که حضور یار جان افروزست بختم به خلاف دشمنان پیروزست
گو شمع بمیر و مه فرو شو که مرا آن شب که تو در کنار باشی روزست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت کوتاه و پرشور، بیانگر غلبه‌ی کاملِ عشق بر تمام تاریکی‌ها و ناملایمات است. شاعر در این قطعه، حضور معشوق را سرچشمه‌ی نوری می‌داند که تمامی منابع نورِ طبیعی و مصنوعی، چون ماه و شمع، در برابر آن رنگ می‌بازند و بی‌اثر می‌شوند.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از امید، شادی و احساسِ پیروزی بر رقیبان و بدخواهان است که در سایه‌ی انس با محبوب ایجاد شده است. این ابیات تصویرگر اوجِ رضایتمندی عاشق است که گویی در حضورِ معشوق، مفهوم زمان و شرایط پیرامونی برای او تغییر کرده است.

معنای روان

امشب که حضور یار جان افروزست بختم به خلاف دشمنان پیروزست

امشب که محبوبِ جان‌بخش من در کنارم حضور دارد، بخت و اقبال من بر ضدِ بدخواهان و دشمنانم پیروز شده و به کامروایی رسیده‌ام.

نکته ادبی: جان‌افروز به معنای حیات‌بخش و روشنی‌بخش است و صفتِ یار است که نشان‌دهنده‌ی تأثیر وجودی او بر جانِ شاعر است.

گو شمع بمیر و مه فرو شو که مرا آن شب که تو در کنار باشی روزست

به شمع دستور بده که خاموش شود و به ماه بگو که غروب کند؛ چرا که برای من، تاریکیِ شب در حضورِ تو، به روشنیِ روز بدل می‌شود.

نکته ادبی: فرو شدن در اینجا به معنای غروب کردن و پایین رفتن است و بمیر برای شمع، کنایه از خاموش شدن و بی‌اثر گشتنِ نورِ مصنوعی در برابرِ درخششِ رخسارِ محبوب است.

آرایه‌های ادبی

کنایه آن شب که تو در کنار باشی روزست

شاعر با استفاده از این کنایه، غلبه‌ی شادی و امید در حضور محبوب را به روشناییِ روز تشبیه کرده که تاریکیِ اندوه را از میان می‌برد.

تشخیص گو شمع بمیر

به کار بردن فعل مردن برای شمع (خاموش شدن)، نوعی جان‌بخشی است که نشان از بی‌نیازیِ عاشق به غیرِ معشوق دارد.