دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸

سعدی
آن یار که عهد دوستاری بشکست می رفت و منش گرفته دامان در دست
می گفت دگرباره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی سرشار از اندوه و استیصال یک عاشق را به تصویر می‌کشد که در لحظه وداع، شاهد شکستن پیمان دوستی از سوی یار است. شاعر در این قطعه، اوج بی‌پناهی خود را با کشیدن دامان یار که قصد ترک او را دارد، به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که چگونه در هیاهوی فراق، حتی ابتدایی‌ترین ابزارهای تسلی‌بخش، یعنی رویا و خواب، از دسترس او خارج شده‌اند.

نکته کلیدی در این اشعار، طنز تلخی است که در گفتار یار نهفته است. او وعده دیدار در خواب را می‌دهد، غافل از آنکه درد هجران چنان جانکاه است که چشمان عاشق را برای همیشه به روی خواب و آرامش بسته است. این تضاد میان نگاه ساده‌انگارانه معشوق و ژرفای درد عاشق، جوهره اصلی کلام شاعر است.

معنای روان

آن یار که عهد دوستاری بشکست می رفت و منش گرفته دامان در دست

آن معشوقی که پیمان دوستی و مهرورزی را نادیده گرفت و شکست، در حال رفتن بود و من در حالی که دامان لباسش را به نشانه التماس و درخواست ماندن در دست گرفته بودم، سعی می‌کردم او را متوقف کنم.

نکته ادبی: ترکیب «دوستاری» به معنای دوستی و مهرورزی است. «دامان در دست گرفتن» کنایه از اوج استیصال، تمنا و تلاش برای جلوگیری از رفتن محبوب است که نشان‌دهنده اوج وابستگی عاطفی عاشق است.

می گفت دگرباره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

او هنگام رفتن به من وعده داد که دوباره مرا در خواب خواهی دید؛ او گمان می‌کرد که پس از آن جدایی جان‌سوز، دیگر برای من خواب و آرامشی باقی مانده است که بتوانم در رویا با او دیدار کنم.

نکته ادبی: واژه «پنداشت» در اینجا به معنای تصورِ غلط و دور از واقعیتِ معشوق است. شاعر با استفاده از فعل منفی در مفهومِ «خوابی هست»، به بی‌خوابی ناشی از رنج بی‌کرانِ هجران اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه گرفته دامان در دست

اشاره به التماس و تلاش عاجزانه برای جلوگیری از رفتن معشوق و حفظ رابطه.

ایهام و طنز تلخ پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

شاعر با بیانی کنایی نشان می‌دهد که درد فراق چنان است که خواب را از چشم عاشق ربوده و وعده معشوق عملاً ناممکن است.

تضاد دیدن در خواب و نبودن خواب

تقابل میان پیشنهاد معشوق (دیدار در رویا) و واقعیت زندگی عاشق (فقدان آرامش و خواب) برای نشان دادن عمق رنج.