دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴

سعدی
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت درمانش تحملست و سر پیش انداخت
یا ترک گل لعل همی باید گفت یا با الم خار همی باید ساخت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ناگزیری عاشق در برابر کششِ عشق اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که وقتی قلب اسیرِ هوای دوست شد و نتوان از آن دل کند، چاره‌ای جز صبر و فروتنی و تسلیم باقی نمی‌ماند.

در ادامه، شاعر رویکردی واقع‌بینانه به عشق دارد؛ یا باید از زیبایی و لذت آن (گل) گذشت، یا رنج‌ها و سختی‌های همراهِ آن (خار) را به جان خرید، چرا که عشق و درد پیوندی ناگسستنی دارند.

معنای روان

چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت درمانش تحملست و سر پیش انداخت

از آنجا که نمی‌توان دل را از عشق و میلِ به معشوق رها کرد، تنها چاره این است که در برابر این عشق شکیبایی پیشه کرد و سر تسلیم فرود آورد.

نکته ادبی: پرداخت در اینجا به معنای رهایی، فراغت و خالی کردنِ دل از تعلق است. سر پیش انداختن کنایه از فروتنی، تسلیم و گردن نهادن به حکمِ عشق است.

یا ترک گل لعل همی باید گفت یا با الم خار همی باید ساخت

انسان عاشق یا باید از معشوق (که مانند گلِ سرخِ زیباست) صرف‌نظر کند، یا اینکه ناچار است با رنج‌ها و دشواری‌هایی که در راه وصال وجود دارد (مانند خار) بسازد.

نکته ادبی: گل لعل استعاره از معشوق و زیبایی‌های اوست و خار نماد دشواری‌ها و آزارهای راه عشق است. ساختن در اینجا به معنای تحمل کردن و خو گرفتن با شرایط است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گل لعل

اشاره به معشوق که همچون گلی زیبا و سرخ‌فام دلرباست.

تضاد گل و خار

تقابلِ زیباییِ معشوق و رنج‌های راه او برای نشان دادنِ ضرورتِ تحمل سختی‌ها.

کنایه سر پیش انداختن

کنایه از تسلیم شدن، فروتنی و پذیرش حکمِ عشق.