دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳

سعدی
ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب
مانند تو آدمی در آباد و خراب باشد که در آیینه توان دید و در آب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی عاشقانه و حسرت‌بار را ترسیم می‌کنند که در آن شاعر به ستایشِ زیباییِ خیره‌کننده‌ی محبوب می‌پردازد. چشمانِ محبوب با ویژگی‌های سکرآورِ خواب و شراب توصیف شده‌اند که نمادی از تأثیرگذاریِ عمیق و گیراییِ نگاهِ اوست.

در ادامه، شاعر به دشواریِ رسیدن به این معشوقِ بی‌مانند اشاره دارد. این مفهوم با بهره‌گیری از نمادِ سراب و همچنین جستجویِ تصویر در آینه و آب، بیانگرِ این واقعیت است که زیباییِ مطلقِ این محبوب، در دنیای مادی قابل دستیابی نیست و عاشقان تنها در خیال یا رویا به آن دست می‌یابند.

معنای روان

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب

ای کسی که چشمانت از خواب و شراب، هر دو مست و خمارآلود است، عاشقانِ بافراست و نکته‌سنج، تشنه‌ی دیدار تو هستند، اما وصال تو برایشان همچون سرابی است که هرچه به آن نزدیک شوند، به دست نمی‌آید.

نکته ادبی: ترکیبِ «صاحب‌نظران» اشاره به عاشقانِ اهلِ کمال و درک دارد. کلمه‌ی «سراب» در اینجا نمادی از آرزویی است که در عینِ نزدیکی، دست‌نیافتنی است.

مانند تو آدمی در آباد و خراب باشد که در آیینه توان دید و در آب

انسانی که در زیبایی و کمال همتای تو باشد، در هیچ کجای این دنیا، نه در آبادی‌ها و نه در ویرانه‌ها یافت نمی‌شود؛ شاید تنها بتوان جلوه‌ای از چنین زیباییِ بی‌بدیلی را در بازتابِ آینه یا سطحِ آب مشاهده کرد، نه در واقعیتِ بیرونی.

نکته ادبی: آرایه‌ی تضاد بین «آباد» و «خراب» تمام گستره‌ی هستی را شامل می‌شود. واژه‌ی «باشد که» در اینجا به معنای «شاید که» برای بیانِ احتمالی ضعیف به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و نماد سراب

نمادی برای نشان دادنِ فریبندگی و دست‌نیافتنی بودنِ وصالِ معشوق.

تضاد (طباق) آباد و خراب

برای بیانِ فراگیری و گستردگیِ جستجو در همه‌جایِ دنیا به کار رفته است.

مراعات نظیر آینه و آب

دو عنصری که بازتاب‌دهنده‌ی تصویر هستند و در اینجا برای تأکید بر خیالی بودنِ جمالِ معشوق به کار رفته‌اند.