دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۲

سعدی
عشاق به درگهت اسیرند بیا بدخویی تو بر تو نگیرند بیا
هرجور و جفا که کرده ای معذوری زان پیش که عذرت نپذیرند بیا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تبلورِ اشتیاق و انتظارِ عاشقی است که در اوجِ دلبستگی، دست از سرزنش معشوق برداشته و با وجودِ بدخویی و جفای او، همچنان در آرزوی وصال است. شاعر با لحنی آمرانه و در عین حال ملتمسانه، معشوق را به بازگشت فرا می‌خواند و به او هشدار می‌دهد که این فرصتِ بخشش و پذیرشِ خطا، همیشگی نیست.

فضای کلی حاکم بر این سخن، ترکیبی از تسلیمِ محضِ عاشقانه و ترس از دست رفتنِ فرصت‌های عاطفی است. تاکید بر آمدن و شتاب در این مسیر، نشان از ناپایداریِ شرایط و ضرورتِ بهره‌گیری از زمان پیش از آنکه راهِ بازگشت بسته شود، دارد.

معنای روان

عشاق به درگهت اسیرند بیا بدخویی تو بر تو نگیرند بیا

عاشقانِ تو در پیشگاهت اسیر و گرفتارند؛ پس بیا. آن‌ها آن‌قدر شیفته‌ی تو هستند که حتی تندی‌ها و بدخویی‌هایت را هم به حسابِ خودت نمی‌گذارند و آن را عیب نمی‌دانند؛ پس بیا.

نکته ادبی: تعبیر «بر تو نگیرند» در اینجا به معنای «به حساب تو گذاشتن» یا «ایراد گرفتن» است و کنایه از شیفتگیِ تامّی است که موجب نادیده گرفتنِ عیوبِ معشوق می‌شود.

هرجور و جفا که کرده ای معذوری زان پیش که عذرت نپذیرند بیا

هر نوع ستم و بی‌وفایی که در حقِ عاشقان روا داشته‌ای، بخشیده می‌شود و معذوری؛ اما پیش از آنکه زمانی فرا برسد که دیگر کسی بهانه‌ها و عذرهای تو را نپذیرد، به نزدِ ما بازگرد.

نکته ادبی: ترکیبِ «عذرت نپذیرند» به معنایِ رد کردنِ پوزش و دلیل‌تراشی است و در ادبیاتِ کلاسیکِ فارسی، به استیصال و پایانِ فرصتِ توبه یا طلبِ بخشش اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه بدخویی تو بر تو نگیرند

اشاره به نادیده گرفتنِ عیوبِ معشوق توسط عاشق، ناشی از شدتِ عشق و دلبستگی.

تناقض عاطفی هرجور و جفا که کرده ای

تضاد میانِ ظلمِ معشوق و بخششِ عاشق که نشان‌دهنده‌ی بزرگیِ مقامِ عشق است.