دیوان اشعار - ملحقات و مفردات

سعدی

تکه ۸

سعدی
می روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد می گذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد
سر ز پیشت برنمی آرم ز دستور طلب شرم می دارم ز روی گلعذارت خیر باد
هر کجا باشم دعا گویم همی بر دولتت از خدا باد آفرین بر روزگارت خیر باد
گر دهد عمرم امان رویت ببینم عاقبت ور بمیرم در غریبی ز انتظارت خیر باد
گر ز چین زلف تو بویی رسد بر خاک ما زنده برخیزم ز بوی مشکبارت خیر باد
گر ز من یاد آوری بنویس آنجا قطعه ای سعدیا آن گفته های آبدارت خیر باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، وداع‌نامه‌ای است آکنده از سوز و گداز که با زبانی ساده و در عین حال فاخر، حال‌وهوایِ عاشقی را به تصویر می‌کشد که ناگزیر از ترک دیار محبوب است. درونمایه اصلی این ابیات، پیوند عمیق میان عشق و احترام است؛ عاشق، حتی در لحظات فراق، نه به دنبال شکایت، بلکه در پیِ نثارِ دعا و خیرخواهی برای محبوب خویش است.

شاعر در این فضایِ غم‌بارِ جدایی، با توسل به تصاویر لطیف، اندوهِ دوری را با امید به دیداری دوباره یا دست‌کم تداوم یادِ محبوب در آمیخته است. فضای کلی شعر بر مدارِ تواضعِ عاشقانه می‌چرخد و به دنبال آن است که نشان دهد محبت راستین، فراتر از زمان، مکان و حتی مرگ است و تا پای جان باقی می‌ماند.

معنای روان

می روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد می گذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد

با دلی سرشار از درد، حسرت و اندوه، شهر و دیار تو را ترک می‌کنم؛ باشد که همیشه در سلامت و خیر باشی. جان و هستی‌ام را در راه خدمت و پاسداشتِ یادگارهای تو می‌گذارم، امیدوارم عاقبتت بخیر باشد.

نکته ادبی: عبارت «خیر باد» در پایان هر بیت، دعایی است برای سلامت و نیک‌بختی محبوب. «یادگار» استعاره از نشانه‌ها و خاطرات محبوب است.

سر ز پیشت برنمی آرم ز دستور طلب شرم می دارم ز روی گلعذارت خیر باد

به فرمان عشق و از شدت شرم و حیا، سرم را در برابر تو بلند نمی‌کنم؛ از دیدن چهره گلگون و زیبای تو چنان خجل و شرمسارم که توان نگاه کردن ندارم، الهی که همیشه در پناه نیکی‌ها باشی.

نکته ادبی: «گلعذار» استعاره از چهره‌ای است که به زیبایی گل است. «دستور» در اینجا به معنای فرمان و حکم است.

هر کجا باشم دعا گویم همی بر دولتت از خدا باد آفرین بر روزگارت خیر باد

در هر جایی که باشم، پیوسته برای خوشبختی و کامیابی‌ات دعا می‌کنم؛ از درگاه خداوند می‌خواهم که روزگارت را سرشار از نیکی و ستایش قرار دهد و همواره در خیر و خوشی باشی.

نکته ادبی: «دولت» در متون کهن به معنای بخت، اقبال و کامیابی است.

گر دهد عمرم امان رویت ببینم عاقبت ور بمیرم در غریبی ز انتظارت خیر باد

اگر روزگار به من مهلت دهد، سرانجام روزی دوباره چهره‌ات را خواهم دید؛ و اگر هم در دیار غربت و دوری بمیرم، باز هم چشم‌انتظار تو هستم؛ امیدوارم همواره عاقبتت بخیر باشد.

نکته ادبی: «امان دادن» کنایه از مهلت دادنِ روزگار و تقدیر برای زنده ماندن است.

گر ز چین زلف تو بویی رسد بر خاک ما زنده برخیزم ز بوی مشکبارت خیر باد

اگر نسیمی از پیچ و تاب زلف تو به خاک مزار من برسد، عطر مشک‌فامِ آن چنان حیات‌بخش است که دوباره از خاک برخواهم خاست؛ امیدوارم همیشه در خیر و سلامت باشی.

نکته ادبی: «خاک» استعاره از مزار و قبر است. این بیت دارای مبالغه‌ای لطیف در ستایشِ تاثیرِ یادِ محبوب است.

گر ز من یاد آوری بنویس آنجا قطعه ای سعدیا آن گفته های آبدارت خیر باد

اگر یادی از من کردی، قطعه‌ای یا شعری بنویس؛ ای سعدی، امیدوارم کلام شیوا و دل‌نشین تو همواره مایه خیر و برکت باشد.

نکته ادبی: «آبدار» صفتِ شعر یا سخنی است که تازه، روان و لطیف است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر ز پیشت برنمی‌آرم

کنایه از نهایت فروتنی، شرم و ادب در برابر محبوب است.

اغراق زنده برخیزم ز بوی مشکبارت

مبالغه در تاثیرِ اعجازگونه‌ی یاد و عطر محبوب که حتی می‌تواند مرده را زنده کند.

استعاره گلعذار

تشبیه چهره محبوب به گل از نظر زیبایی، لطافت و رنگ سرخ.

تکرار خیر باد

تکرار دعای خیر در پایان تمام ابیات که بر حس خیرخواهی و تواضع عاشق تأکید می‌ورزد.