دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۲۰

سعدی
وه که چه آزار بود من از مهر تو لیک چو باز آمدی آن همه برداشتی
سر چو برآورد صبح بپوشد گناه روز همه روز جنگ شب همه شب آشتی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت به توصیف چرخه متناوب در روابط عاشقانه می‌پردازد و آن را با پدیده‌های طبیعی همچون طلوع و غروب خورشید مقایسه می‌کند. شاعر در بیت نخست به رنج‌های ناشی از دوری اشاره دارد که با وصال معشوق به فراموشی سپرده شده است و در بیت دوم، فراز و نشیب این رابطه را به نبرد روزانه و آشتی شبانه تشبیه می‌کند تا ناپایداری و در عین حال تکرارپذیری این عواطف را به تصویر بکشد.

معنای روان

وه که چه آزار بود من از مهر تو لیک چو باز آمدی آن همه برداشتی

افسوس که چه رنج‌ها و آزارهای بسیاری از عشق تو متحمل شدم، اما زمانی که دوباره به سویم بازگشتی، تمام آن خاطرات تلخ و رنج‌ها را از دلم زدودی.

نکته ادبی: وه شبه‌جمله‌ای برای بیان حسرت و شگفتی است و واژه مهر در اینجا به معنای عشق و محبت به کار رفته است.

سر چو برآورد صبح بپوشد گناه روز همه روز جنگ شب همه شب آشتی

هنگامی که خورشید طلوع می‌کند و صبح فرا می‌رسد، سیاهیِ شب و وقایعِ پنهان در آن را می‌پوشاند؛ رابطه ما نیز چنین است که در طول روز درگیر جدال و کشمکش هستیم و شب‌ها در صلح و آشتی به سر می‌بریم.

نکته ادبی: سر برآوردن صبح کنایه از طلوع خورشید است و تضاد میان روز و شب برای تبیین مفهومِ تنش و آرامش در رابطه به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تناقض (تضاد) روز و شب، جنگ و آشتی

ایجاد تقابل میان حالات مختلف رابطه در بازه‌های زمانی گوناگون برای نشان دادن بی‌ثباتی و چرخه تکرارپذیر عواطف.

کنایه سر برآوردن صبح

به معنای طلوع خورشید و آغاز روشنایی و پایان تاریکی است.

تشبیه روز به جنگ و شب به آشتی

مانند کردنِ احوالِ درونیِ دو عاشق به چرخشِ زمان و طبیعت برای ملموس‌تر کردنِ ناپایداریِ رابطه.