دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۱۸ - سیه گلیم

سعدی
بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید که هست در بر سیمین چون صنوبر او
گلیم بین که در آن بر، چه عیش می راند سیه گلیمی من بین که دورم از بر او

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات شاعر با نگاهی حسرت‌آلود و رشک‌ورزانه گلیم یا لباس محبوب را مخاطب قرار می‌دهد و از بخت بلند آن به دلیل هم‌نشینی با پیکر یار گلایه می‌کند. در واقع این اشعار بازتابی از اشتیاق شدید عاشق است که حتی به بی‌جان‌ترین اشیاء پیرامون محبوب نیز رشک می‌برد و این دوری از معشوق را با تضاد میان سیاهی گلیم و سفیدی اندام او به تصویر می‌کشد.

درونمایه اصلی این شعر توصیف زیبایی پیکر یار و بیان غم هجران عاشق است. شاعر با تضاد میان لذت گلیم سیاه‌پوش و تیره‌بختی خود اوج اندوه دوری و شوق وصال را به نمایش می‌گذارد.

معنای روان

بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید که هست در بر سیمین چون صنوبر او

من به آن گلیم سیاهی که بر اندام تو قرار گرفته رشک می‌برم چرا که آن گلیم این افتخار را یافته است که پیکر سیمین و درخشان تو را که همچون سرو بلند و موزون است در آغوش بگیرد.

نکته ادبی: صنوبر استعاره از قامت بلند و موزون محبوب است و سیمین به معنای سفید و نقره‌فام برای توصیف پوست بدن به کار رفته است.

گلیم بین که در آن بر، چه عیش می راند سیه گلیمی من بین که دورم از بر او

نگاه کن که آن گلیم چه سعادتی دارد و در آن آغوش چه لذتی می‌برد؛ حال به وضعیت من بنگر که لباس تیره‌بختی به تن دارم و از گرمای آغوش تو دور مانده‌ام.

نکته ادبی: واژه سیه‌گلیمی در اینجا کنایه از بداقبالی و رنج دوری است که با سیاهی گلیم محبوب تناسب معنایی و تضاد مفهومی دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون صنوبر

تشبیه قامت و اندام محبوب به درخت صنوبر که نماد بلندی و موزونی است.

تشخیص عیش می راند

جان‌بخشی به گلیم و نسبت دادن حس عیش و خوشی به آن برای نشان دادن اوج رشک عاشق.

تضاد سیاهی گلیم و سپیدی بدن

ایجاد تقابل میان رنگ سیاه گلیم و درخشش سفید اندام محبوب برای برجسته‌سازی زیبایی او.