دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۱۷ - کاه و کهربا

سعدی
چند گویی که مهر ازو بردار خویشتن را به صبر ده تسکین
کهربا را بگوی تا نبرد چه کند کاه پاره ای مسکین؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر ناتوانی عاشق در برابر کششِ قوی و گریزناپذیرِ معشوق است. شاعر در مقام پاسخ به پندگویانی برمی‌آید که مدام او را به فراموش کردنِ یار و صبوری فرا می‌خوانند. او با استفاده از تمثیلی دقیق، عشق را نه یک انتخابِ ارادی، بلکه همچون نیرویی جاذب و قهری توصیف می‌کند که عاشق در برابر آن هیچ اراده‌ای از خود ندارد.

فضای کلی شعر، فضایِ تسلیم و پذیرشِ عاشقانه است؛ جایی که عاشق می‌پذیرد در برابر جذابیتِ معشوق، مانند کاه در برابر کهرباست. این نگاه، نگاهی عاشقانه به جبرِ عشق است که در آن، عاشقِ ناچیز در برابر عظمتِ کششِ معشوق، خود را خُرد و بی‌اختیار می‌بیند.

معنای روان

چند گویی که مهر ازو بردار خویشتن را به صبر ده تسکین

چرا مدام به من می‌گویی که از عشق او دست بکشم و خود را با شکیبایی آرام کنم؟

نکته ادبی: مهر در اینجا به معنای محبت و تعلق خاطر است و فعل برداشتن به معنای قطع رابطه و فراموشی است.

کهربا را بگوی تا نبرد چه کند کاه پاره ای مسکین؟

به آن نیروی جاذبه (کهربا) بگو که دیگر جذب نکند؛ وقتی او مرا به سمت خود می‌کشد، این ذرهٔ ناچیزِ عاشق (کاه) چه کاری از دستش برمی‌آید؟

نکته ادبی: کهربا در ادب کهن به سنگی معروف بود که خاصیت جذب کاه را داشت و در اینجا استعاره‌ای برای نیرویِ سحرآمیزِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل کهربا و کاه پاره

شاعر با استفاده از قانونِ طبیعیِ جذبِ کاه توسط کهربا، وضعیتِ عاشقِ بی‌اختیار در برابرِ معشوق را به تصویر کشیده است.

استفهام انکاری چه کند کاه پاره ای مسکین؟

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر ناتوانی و ضعفِ مطلقِ عاشق در برابر قدرتِ عشق دلالت دارد.

تشخیص کهربا را بگوی

خطاب قرار دادن کهربا به عنوان یک موجودِ صاحب‌اراده برای قطع کردنِ نیرویِ جاذبه‌اش.