دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۱۵ - تو از سنگ سخت‌تری!

سعدی
هزار بوسه دهد بت پرست بر سنگی که ضر و نفع محالست ازو نشان دادن
تو بت! ز سنگ نه ای بل ز سنگ سخت تری که بر دهان تو بوسی نمی توان دادن!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، حکایتی ظریف و کنایه‌آمیز از حال عاشق و معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از مفهوم سنتی «معشوق به مثابه بت»، تقابلی طنزآلود میان بت‌پرستان و حال خود ترسیم می‌کند. در نگاه شاعر، بت‌پرستان به سنگی بی‌جان عشق می‌ورزند که نه سودی دارد و نه زیانی، اما حداقل در مقابلِ عشقِ آن‌ها، سکوت اختیار کرده و مانعی برای ابرازِ این مهرورزیِ صوری نیست.

در مقابل، معشوقِ شاعر که در ظاهر انسان است، چنان در بی‌مهری و سنگ‌دلی افراط کرده که از سنگِ بی‌جان نیز سخت‌تر جلوه می‌کند. شاعر با استدلالی زیرکانه نشان می‌دهد که معشوق حتی از سنگی که در معابد است نیز دست‌نیافتنی‌تر است، چرا که سنگ اجازه بوسه می‌دهد اما معشوقِ سنگ‌دل، نه.

معنای روان

هزار بوسه دهد بت پرست بر سنگی که ضر و نفع محالست ازو نشان دادن

شخص بت‌پرست هزاران بار بر یک سنگ (بت) بوسه می‌زند، در حالی که کاملاً روشن و بدیهی است که آن سنگِ بی‌جان، کوچک‌ترین توانایی برای رساندن سود یا دفعِ زیان به او را ندارد.

نکته ادبی: ترکیب «ضر و نفع» از تضادهای رایج در متون کهن برای نشان دادن ناتوانی مطلق یک معبودِ ساختگی است.

تو بت! ز سنگ نه ای بل ز سنگ سخت تری که بر دهان تو بوسی نمی توان دادن!

ای معشوق که بتِ منی! تو از جنسِ سنگ نیستی، اما از آن سنگِ سرد و بی‌جان هم سخت‌تر و سنگ‌دل‌تری؛ زیرا تفاوتِ بزرگ تو با آن بت این است که حتی نمی‌توان بر لبانِ تو بوسه‌ای نشاند (و تو این اجازه را هم به عاشق نمی‌دهی).

نکته ادبی: «بل» حرف ربطی است برای تدارکِ معنا و اثباتِ برتریِ صفتِ سنگ‌دلی در معشوق نسبت به سنگ واقعی.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل سنگ و بت

مقایسه میان رفتار بت‌پرست با بت و عاشق با معشوق که تضادِ رفتاریِ معشوق با سنگ را برجسته می‌کند.

استعاره تو بت

تشبیه معشوق به بت به دلیلِ زیبایی خیره‌کننده و در عین حال سنگ‌دلی و بی‌اعتنایی او.

مبالغه از سنگ سخت‌تری

اغراق در وصفِ بی‌رحمی و قساوتِ قلب معشوق تا حدی که از سنگِ بی‌جان نیز سخت‌تر شمرده شده است.