دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۱۴

سعدی
شبی خواهم که پنهانت بگویم نهان از آشنایان و غریبان
چنان در خود کشم چوگان زلفت کزو غافل بود گوی گریبان
ولیکن هر گناهی را جزاییست گناه عشق را جور رقیبان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر مشتاقانه به دنبال لحظه‌ای خلوت و سراسر رازآلود با معشوق است تا در فضایی به دور از چشمِ حسودان و نااهلان، دلی به دلدار بسپارد.

او در عینِ توصیفِ اشتیاقِ شدید و تمایلِ خود به نزدیکیِ جسمانی و عاطفی، با نگاهی تلخ اما عاشقانه، رنجِ رقیبان را به عنوان بهای این عشقِ گناه‌آلود می‌پذیرد.

معنای روان

شبی خواهم که پنهانت بگویم نهان از آشنایان و غریبان

شبی را آرزو دارم که بتوانم اسرار درونم را در خلوتی مطلق و به دور از نگاه همگان، چه دوستان و چه بیگانگان، با تو در میان بگذارم.

نکته ادبی: ترکیب «آشنایان و غریبان» اشاره به همه افراد جامعه دارد که شاعر می‌خواهد در خلوت با معشوق از تیررس نگاه آنان دور بماند.

چنان در خود کشم چوگان زلفت کزو غافل بود گوی گریبان

زلف تو را همچون چوگان بازی در دست می‌گیرم و چنان به سوی خود می‌کشم که حتی گریبان من که همچون گوی در این بازی است، از این شدتِ نزدیکی و جنبش بی‌خبر بماند.

نکته ادبی: آرایه تشبیه و استعاره در واژگان «چوگان» برای زلف و «گوی» برای گریبان به کار رفته است تا شدتِ اشتیاق و درگیریِ فیزیکی با معشوق را نشان دهد.

ولیکن هر گناهی را جزاییست گناه عشق را جور رقیبان

اما هر گناهی عقوبتی دارد و بهایِ این عشقِ ما نیز رنج و آزاری است که از سوی رقیبان بر ما روا داشته می‌شود.

نکته ادبی: «جور» به معنای ستم و بی‌عدالتی است و «رقیبان» به معنای حسودان و کسانی است که مانعِ وصالِ عاشق و معشوق هستند.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشبیه چوگان زلف و گوی گریبان

تشبیه زلف به چوگان و گریبان به گوی برای نمایش بازیِ عاشقانه و درگیریِ شدید و پرشور عاشق با معشوق.

مراعات نظیر چوگان و گوی

استفاده از ابزار بازی چوگان که با هم تناسب معنایی دارند.

تضاد آشنایان و غریبان

اشاره به عمومِ مردم و دوری جستن از دیدرس آن‌ها.