دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۱۲

سعدی
آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان هر که بینی دم صاحبنظری می زندش
آستینم زد و از هوش برفتم در حال راست گفتند که دیوانه پری می زندش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر قدرتِ سحرآمیز و دلفریبیِ معشوقی است که حضورش همگان را مجذوب و مسحور خود می‌سازد. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای پری و دیوانگی، تأثیرِ عمیق و ویرانگرِ عشق را ترسیم می‌کند که گویی همچون نیرویی فرازمینی، عقل و هوش را از سرِ عاشق می‌رباید.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی عاشقانه و متکی بر مفهومِ «جنونِ عشق» است. در نگاه شاعر، زیباییِ معشوق فراتر از حدودِ انسانی است و همان‌گونه که پری بر دیوانگان اثر می‌گذارد، معشوق نیز با کمترین اشاره‌ای، تعادلِ روانی عاشق را برهم می‌زند و او را به وادیِ بیخودی می‌کشاند.

معنای روان

آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان هر که بینی دم صاحبنظری می زندش

آن شخصِ زیباروی که همه‌ی مردم، اعم از زن و مرد و پیر و جوان، هر کدام ادعای شیفتگی و کمالِ شناخت و معرفت به او را دارند.

نکته ادبی: واژه «پری‌روی» استعاره از زیباییِ فرازمینی و سحرانگیز است؛ «دم زدن» در اینجا به معنای ادعا کردن و سخن گفتن از سرِ دانایی است.

آستینم زد و از هوش برفتم در حال راست گفتند که دیوانه پری می زندش

آن معشوق با گوشه‌ی لباسی به من اشاره کرد و من در همان لحظه از هوش رفتم؛ چقدر درست گفته‌اند که پری (موجودِ سحرآمیز) بر سرِ افراد دیوانه و شیدا می‌زند و آنان را دگرگون می‌کند.

نکته ادبی: «آستین زدن» کنایه از تماسِ کوتاه یا اشاره‌ای گذراست؛ «پری زدن» تلمیحی به باورهای کهن است که معتقد بودند پریان، دیوانگان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

آرایه‌های ادبی

استعاره پری‌روی

تشبیه معشوق به پری برای تأکید بر زیبایی غیرزمینی و تأثیر مسحورکننده او.

کنایه آستینم زد

اشاره به تماس یا برخوردِ بسیار کوتاه و گذرا که باعث دگرگونیِ عمیقِ روحی و از هوش رفتن عاشق شده است.

تلمیح دیوانه پری می‌زندش

اشاره به باورهای عامیانه و کهن مبنی بر اینکه پریان با تماس یا نگاه خود، دیوانگان و افرادِ بی‌قرار را تحت تأثیر قرار می‌دهند.