دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۸

سعدی
من بگویم ندیده ام دهنی کز دهان تو تنگتر باشد
تنگتر زین دهان فراخ ولیک نه همه تنگها شکر باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی ستایش‌آمیز و در عین حال رندانه، ویژگی ظاهری دهان معشوق را که به کوچکی و تنگ بودن مشهور است، دست‌مایه کلام خود قرار داده است.

در بخش دوم، شاعر با زیرکی و طنزی ظریف، این ویژگیِ فیزیکی (تنگی دهان) را بهانه قرار می‌دهد تا پیامی کنایه‌آمیز درباره ماهیت اشیاء بیان کند؛ بدین معنا که هر چیزِ تنگی، لزوماً آن شیرینی و حلاوتِ دهانِ معشوق را ندارد.

معنای روان

من بگویم ندیده ام دهنی کز دهان تو تنگتر باشد

من به صراحت می‌گویم که تا به حال دهانی ندیده‌ام که از دهان تو کوچک‌تر و ظریف‌تر باشد.

نکته ادبی: واژه «تنگ» در شعر کلاسیک فارسی برای دهان معشوق، کنایه از کوچکی، ظرافت و زیبایی است.

تنگتر زین دهان فراخ ولیک نه همه تنگها شکر باشد

اگرچه دهان تو کوچک است، اما باید دانست که هر چیز تنگی لزوماً شیرین و دلنشین نیست (و فقط دهان توست که با وجود کوچکی، طعمی شبیه شکر دارد).

نکته ادبی: واژه «شکر» استعاره از شیرینی کلام و لب‌های معشوق است و شاعر از تقابل بین تنگی و شیرینی استفاده کرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه و استعاره تنگتر

اشاره به کوچکی و ظرافت دهان معشوق که از اوصاف زیبایی او محسوب می‌شود.

استعاره شکر

استعاره از شیرینی کلام، بوسه و لب‌های معشوق.

تضاد محتوایی نه همه تنگها شکر باشد

ایجاد تقابل رندانه میان تنگی دهان معشوق که زیباست و سایر چیزهای تنگی که فاقد این شیرینی هستند.