دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۵

سعدی
خوب را گو پلاس در بر کن که همان لعبت نگارینست
زشت را گو هزار حله بپوش که همان مرده شوی پارینست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تأکید دارند که جوهر وجودی آدمی، چه زیبایی باشد و چه زشتی، امری ذاتی و تغییرناپذیر است و با ظاهرسازی و پوشیدن لباس‌های فاخر یا کهنه، دگرگون نمی‌شود. در واقع، اصل و گوهرِ هر فرد، مستقل از پوشش بیرونی اوست.

شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به تضاد میان درون و بیرون اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که حقیقتِ باطنِ اشخاص، فراتر از آرایه‌های ظاهری و تن‌پوش‌های رنگارنگ، همواره آشکار و پایدار باقی می‌ماند.

معنای روان

خوب را گو پلاس در بر کن که همان لعبت نگارینست

به شخص زیبا بگو که اگر جامه‌ای از پلاس (پارچه‌ای خشن و ارزان) بر تن کند، باز هم تغییری در ذاتِ او ایجاد نمی‌شود و او همچنان آن معشوقه‌ی زیبا و دل‌انگیز باقی می‌ماند.

نکته ادبی: لعبت نگارین استعاره‌ای برای معشوق زیباست و پلاس در بر کردن کنایه از پوشیدن لباس‌های ساده و دور از تجمل است.

زشت را گو هزار حله بپوش که همان مرده شوی پارینست

به شخص زشت‌سیرت نیز بگو که اگر هزاران جامه و پارچه‌ی گران‌بها و فاخر بر تن کند، باز هم حقیقت او دگرگون نمی‌شود و او همان کسی است که در گذشته به کار‌های ناخوشایند مشغول بوده است.

نکته ادبی: مرده‌شوی در اینجا نمادِ پلیدی و بدسیرتی است که با آرایه‌های ظاهری پوشیده نمی‌شود و تضادِ معناییِ حله و مرده‌شوی در این بیت، عمقِ پوچیِ ظاهرسازی را نمایان می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تضاد خوب و زشت

این دو واژه در برابر هم قرار گرفته‌اند تا تفاوت ماهویِ زیبایی و زشتی را برجسته کنند.

استعاره لعبت نگارین و مرده‌شوی

شاعر برای توصیفِ زیباییِ ذاتی از واژه‌ی لعبت و برای توصیفِ زشتیِ درونی از واژه‌ی مرده‌شوی بهره برده است.

کنایه پلاس در بر کردن و حله پوشیدن

اشاره به تلاشِ بی‌ثمر برای پنهان کردنِ ذات از طریقِ تغییرِ پوشش.