دیوان اشعار - قطعات

سعدی

قطعه شمارهٔ ۱

سعدی
متی حللت به شیراز یا نسیم الصبح خذالکتاب و بلغ سلامی الاحباب
اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست همی کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار نمایی از اشتیاق سوزان و دلتنگی عمیق عاشقی است که از دیار محبوب خویش، شیراز، دور افتاده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویر نسیم سحری به عنوان پیکِ پیام‌رسان، تلاش دارد تا میان خود و دوستانش در آن دیار ارتباطی عاطفی برقرار کند.

در بخش دوم، شاعر از دشواری طاقت‌فرسای هجران سخن می‌گوید. او با استفاده از تمثیلی معروف، تحمل دوری از یار را همچون صبر کردن ماهی در خشکی، امری ناممکن و از سر ناچاری می‌داند و به این طریق، وابستگی وجودی خود به معشوق را به تصویر می‌کشد.

معنای روان

متی حللت به شیراز یا نسیم الصبح خذالکتاب و بلغ سلامی الاحباب

ای نسیم صبحگاهی، هر زمان که به سرزمین شیراز رسیدی، این نامه را بردار و سلام و درود مرا به یاران و دوستان برسان.

نکته ادبی: عبارت «متی حللت» به معنای «زمانی که وارد شدی»، برگرفته از زبان عربی است که شاعران سبک عراقی برای فخامت کلام به کار می‌بردند.

اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست همی کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب

اگرچه تحمل دوری از چهره محبوب برای من ممکن نیست و طاقتم طاق شده است، اما از سر ناچاری و اضطرار، همچون ماهی که در خشکی مانده و چاره‌ای جز صبر ندارد، در برابر هجران بردباری می‌کنم.

نکته ادبی: پیشوند «همی» در فعل «همی‌کنم» نشان‌دهنده استمرار در دستور زبان فارسی کلاسیک است و «صبر ماهی از آب» استعاره‌ای برای نشان دادن اوج استیصال و ناچاری است.

آرایه‌های ادبی

ندا یا نسیم الصبح

خطاب قرار دادن نسیم سحری برای ایفای نقش پیک میان عاشق و معشوق.

تشبیه چو صبر ماهی از آب

مانند کردن صبر خود در دوری از یار به صبر ماهی که در خشکی افتاده است، برای نشان دادن سختی هجران.

تلمیح متی حللت

استفاده از عبارت عربی برای ادای احترام و فخامت کلام در ابتدای کلام که در ادبیات کلاسیک فارسی مرسوم بوده است.