دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۵۹۱

سعدی
سخت زیبا می روی یک بارگی در تو حیران می شود نظارگی
این چنین رخ با پری باید نمود تا بیاموزد پری رخسارگی
هر که را پیش تو پای از جای رفت زیر بارش برنخیزد بارگی
چشم های نیم خوابت سال و ماه همچو من مستند بی میخوارگی
خستگانت را شکیبایی نماند یا دوا کن یا بکش یک بارگی
دوست تا خواهی به جای ما نکوست در حسودان اوفتاد آوارگی
سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست چاره عاشق بجز بیچارگی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، ستایشی است از شکوهِ زیبایی معشوق که چنان در جان و جهانِ عاشق رخنه کرده که او را به حیرت واداشته است. شاعر در این فضای عاطفی، زیبایی معشوق را فراتر از پدیده‌های اساطیری و زمینی می‌داند و آن را معیار و الگویی برای زیبایی مطلق برمی‌شمارد.

در ادامه، فضای شعر به سمت بیانِ عجز و ناتوانی عاشق در برابر این کششِ درونی می‌رود. شاعر با زبانی که آمیخته به گلایه و تسلیم است، عشق را تجربه‌ای می‌داند که فرد را از اراده‌اش تهی می‌کند؛ جایی که عاشق جز پذیرشِ فرمانِ معشوق، چه در وصل و چه در هجران، راهی پیش پای خود نمی‌بیند.

معنای روان

سخت زیبا می روی یک بارگی در تو حیران می شود نظارگی

تو به قدری با وقار و زیبایی راه می‌روی که هر بیننده‌ای با دیدنِ تو، یک‌باره مبهوت و شگفت‌زده می‌شود.

نکته ادبی: نظارگی: به معنای بیننده و کسی که نظاره می‌کند؛ در اینجا به معنایِ هر ناظری است.

این چنین رخ با پری باید نمود تا بیاموزد پری رخسارگی

چنین چهره‌ زیبایی را باید به پری نشان داد تا او هم از تو درسِ زیبایی و آراستگیِ صورت را بیاموزد.

نکته ادبی: رخسارگی: اسم مشتق از رخسار، به معنایِ خصلتِ زیباییِ چهره و صورت.

هر که را پیش تو پای از جای رفت زیر بارش برنخیزد بارگی

هرکسی که در برابر تو تعادلش را از دست داد و عاشق شد، دیگر نمی‌تواند زیر بار سنگینِ این عشق، کمر راست کند و دوباره سرپا شود.

نکته ادبی: بارگی: در اینجا استعاره از بار و سنگینیِ عشق است که بر دوش عاشق قرار گرفته.

چشم های نیم خوابت سال و ماه همچو من مستند بی میخوارگی

چشمانِ نیمه‌باز و خمارِ تو، در تمامِ طولِ سال، درست مثلِ من، بدون اینکه شرابی نوشیده باشند، مست و گیج هستند.

نکته ادبی: میخوارگی: اسمِ مصدر به معنایِ شراب‌نوشی و میگساری.

خستگانت را شکیبایی نماند یا دوا کن یا بکش یک بارگی

ما که از عشقِ تو رنجور و خسته شده‌ایم، دیگر صبر و تحملی نداریم؛ پس یا دردِ ما را درمان کن یا با کشتنِ ما، تکلیفِ این رنج را یک‌بار برای همیشه مشخص کن.

نکته ادبی: یک‌بارگی: به معنای به یک‌باره، قاطعانه و بدونِ درنگ.

دوست تا خواهی به جای ما نکوست در حسودان اوفتاد آوارگی

تا زمانی که تو، ای محبوب، با ما به نیکی رفتار کنی، همه چیز خوب است و ما را با دیگران کاری نیست؛ سرگردانی و آوارگی، سزایِ حالِ کسانی است که به عشقِ ما حسادت می‌ورزند.

نکته ادبی: آوارگی: به معنایِ بی‌خانمانی و سرگشتگی است که نتیجه‌یِ حسادتِ حسودان است.

سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست چاره عاشق بجز بیچارگی

ای سعدی، در برابرِ سرنوشتِ عشق تسلیم باش و فرمان‌برداری کن، چرا که عاشق برای رهایی از رنج، راهی جز پذیرشِ بیچارگی و درماندگی ندارد.

نکته ادبی: بیچارگی: به معنایِ فقدانِ چاره و درماندگی در برابرِ تقدیرِ عاشقانه.

آرایه‌های ادبی

مبالغه این چنین رخ با پری باید نمود

شاعر با برتر دانستن زیبایی معشوق از پری، بر کمالِ زیبایی او تأکید کرده است.

متناقض‌نما (پارادوکس) مستند بی میخوارگی

مست شدن بدون نوشیدن شراب، تناقضی هنری است که نشان‌دهنده تاثیر عمیق نگاهِ معشوق است.

کنایه زیر بارش برنخیزد

کنایه از ناتوانی عاشق در تحملِ سنگینیِ بارِ عشق.

تشبیه همچو من مستند

تشبیه چشم‌های معشوق به حالتِ مستیِ شاعر برای نشان دادنِ شباهتِ دو حال.