دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۵۸۷

سعدی
به قلم راست نیاید صفت مشتاقی سادتی احترق القلب من الاشواق
نشود دفتر درد دل مجروح تمام لو اضافوا صحف الدهر الی اوراقی
آرزوی دل خلقی تو به شیرین سخنی اثر رحمت حقی تو به نیک اخلاقی
بی عزیزان چه تمتع بود از عمر عزیز کیف یحلو زمن البین لدی العشاق
من همان عاشقم ار زان که تو آن دوست نه ای انا اهواک و ان ملت عن المیثاق
حیث لا تخلف منظور حبیبی ارنی چه کنم قصه این غصه کنم در باقی
به دو چشم تو که گر بی تو برندم به بهشت نکنم میل به حوران و نظر با ساقی
سعدی از دست غمت چاک زده دامن عمر بیشتر زین نکند صابری و مشتاقی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجلی‌گاه سوز و گداز عاشقی است که در فراق یار، در تنگنای واژه‌ها گرفتار آمده و از ناتوانی زبان در بیان عمقِ اندوه خویش سخن می‌گوید. شاعر با بیانی شیوا، عشق را تجربه‌ای فراتر از ادراک می‌داند که هیچ دفتر و دیوانی گنجایش شرح آن را ندارد.

در لایه‌های عمیق‌تر، شاعر میانِ عشق زمینی و کمالات الهی پیوندی ناگسستنی برقرار می‌کند. وفاداری عاشق، حتی در شرایطی که یار پیمان شکسته یا دوری گزیده، با لحنی عتاب‌آلود اما همچنان مشتاقانه بیان می‌شود؛ به گونه‌ای که حضور یار بر تمام لذات بهشتی، حتی در نگاه زاهدانه و مذهبی، رجحان می‌یابد.

معنای روان

به قلم راست نیاید صفت مشتاقی سادتی احترق القلب من الاشواق

شدت اشتیاق من به حدی است که قلم از توصیف آن ناتوان است. ای بزرگان و سروران من، قلبم از شدت این همه دوری و اشتیاق می‌سوزد.

نکته ادبی: واژه مشتاقی در اینجا حاصل مصدر به معنای حالت شوق و بیقراری است.

نشود دفتر درد دل مجروح تمام لو اضافوا صحف الدهر الی اوراقی

اگر تمام کتاب‌ها و نوشته‌های روزگار را بر برگه‌های من بیفزایند، باز هم شرح درد دلِ مجروح من پایان نمی‌یابد و ناتمام می‌ماند.

نکته ادبی: صحف الدهر نمادی است برای کثرت و بی‌پایان بودنِ درد عاشق.

آرزوی دل خلقی تو به شیرین سخنی اثر رحمت حقی تو به نیک اخلاقی

تو به خاطر شیرین‌زبانی و بیان دلنشینت، آرزویِ دلِ همه مردم هستی و به واسطه خوش‌خلقی و رفتار نیکویت، نشانه‌ای از رحمت پروردگار بر روی زمینی.

نکته ادبی: تشبیه معشوق به اثر رحمت حق، نشان‌دهنده تقدیس معشوق در نگاه شاعر است.

بی عزیزان چه تمتع بود از عمر عزیز کیف یحلو زمن البین لدی العشاق

وقتی عزیزان در کنار آدم نباشند، زندگی چه لذتی دارد؟ زمانِ دوری و جدایی، چگونه می‌تواند برای دلِ عاشق خوشایند باشد؟

نکته ادبی: بِین به معنای جدایی و فراق است که در متون کلاسیک بار معنایی اندوهناکی دارد.

من همان عاشقم ار زان که تو آن دوست نه ای انا اهواک و ان ملت عن المیثاق

من همان عاشق همیشگی هستم، حتی اگر تو دیگر آن دوستِ وفادار نباشی. من به تو عشق می‌ورزم حتی اگر تو از عهد و پیمان خود بازگشته باشی.

نکته ادبی: میثاق در اینجا اشاره به عهدِ الست یا پیمانِ محبت میان عاشق و معشوق دارد.

حیث لا تخلف منظور حبیبی ارنی چه کنم قصه این غصه کنم در باقی

در جایی که فریب و بدقولی نباشد، محبوبم را به من نشان بده؛ با این همه، با قصه‌ی این رنج و اندوه در فرصت باقی‌مانده از عمرم چه کنم؟

نکته ادبی: ارنی تلمیحی است به داستان حضرت موسی که تقاضای دیدار حق را داشت.

به دو چشم تو که گر بی تو برندم به بهشت نکنم میل به حوران و نظر با ساقی

به جانِ دو چشمانت سوگند که اگر بدون تو مرا به بهشت ببرند، هیچ میلی به حوریان بهشتی و شرابِ طهور نخواهم داشت و به آن‌ها نگاه هم نمی‌کنم.

نکته ادبی: این بیت اوج ایثار و اولویتِ یار بر بهشت را نشان می‌دهد که در ادبیات عرفانی بسیار رایج است.

سعدی از دست غمت چاک زده دامن عمر بیشتر زین نکند صابری و مشتاقی

سعدی از دوری و غم تو، گریبان عمرش را از شدت اندوه چاک زده است؛ بیش از این دیگر توانِ صبر کردن و اشتیاق کشیدن ندارد.

نکته ادبی: چاک زدن دامن عمر کنایه از رسیدن به انتهای عمر و استیصال کامل است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه لو اضافوا صحف الدهر الی اوراقی

شاعر با اغراقی هنرمندانه، گنجایش تاریخ را برای شرح درد خود ناکافی می‌داند.

تلمیح ارنی

اشاره به داستان حضرت موسی و درخواست دیدار پروردگار.

قسم (سوگند) به دو چشم تو

تاکید بر صدق ادعای عاشق از طریق سوگند خوردن به محبوب.

تضاد بهشت و حضور یار

تقابل میان بهشتِ موعود و حضور معشوق که دومی بر اولی برتری می‌یابد.