دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۵۷۰

سعدی
هرگز نبود سرو به بالا که تو داری یا مه به صفای رخ زیبا که تو داری
گر شمع نباشد شب دلسوختگان را روشن کند این غره غرا که تو داری
حوران بهشتی که دل خلق ستادند هرگز نستانند دل ما که تو داری
بسیار بود سرو روان و گل خندان لیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری
پیداست که سرپنجه ما را چه بود زور با ساعد سیمین توانا که تو داری
سحر سخنم در همه آفاق ببردند لیکن چه زند با ید بیضا که تو داری
امثال تو از صحبت ما ننگ ندارند جای مگسست این همه حلوا که تو داری
این روی به صحرا کند آن میل به بستان من روی ندارم مگر آن جا که تو داری
سعدی تو نیارامی و کوته نکنی دست تا سر نرود در سر سودا که تو داری
تا میل نباشد به وصال از طرف دوست سودی نکند حرص و تمنا که تو داری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجلی‌گاه اوج ستایش شاعر از زیبایی بی‌نظیر معشوق و بیان فروتنی عاشق در برابر این عظمت است. سعدی در این ابیات، برتری مطلق معشوق را بر تمام زیبایی‌های طبیعت و حتی موجودات بهشتی به تصویر می‌کشد و با بیانی شیرین و در عین حال سوزناک، از ناتوانی خود در رهایی از دام عشق سخن می‌گوید.

سعدی در این اثر، گویی آینه‌ای تمام‌نما از احوال عاشقی صادق است که جز کوی معشوق، مقصدی نمی‌شناسد و با وجود آگاهی از بی‌حاصلیِ کوشش خود در صورت نبودِ میلِ متقابل از سوی دوست، همچنان در بندِ این سودای دل‌انگیز باقی می‌ماند و حتی جان‌باختن در راه این عشق را ارج می‌نهد.

معنای روان

هرگز نبود سرو به بالا که تو داری یا مه به صفای رخ زیبا که تو داری

هیچ درختی به اندازه قامت تو بلند و موزون نیست و هیچ ماهی به اندازه چهره زیبای تو درخشان و بی‌نقص نیست.

نکته ادبی: سرو به بالا استعاره از قامت بلند است و ماه به صفا تشبیه درخشندگی و زیبایی رخ معشوق.

گر شمع نباشد شب دلسوختگان را روشن کند این غره غرا که تو داری

اگر در شبِ تاریکِ دل‌شکستگان، شمعی برای روشنایی نباشد، چهره تابناک و درخشان تو می‌تواند ظلمت آن شب را روشن سازد.

نکته ادبی: غره غرا در اینجا به معنای پیشانی و چهره‌ای سپید و درخشان است.

حوران بهشتی که دل خلق ستادند هرگز نستانند دل ما که تو داری

حوریان بهشتی که دل مردمان را با زیبایی خود می‌ربایند، هرگز قدرت این را ندارند که مانند تو، دل ما را به تسخیر خود درآورند.

نکته ادبی: حوران جمع حور و اشاره به زیبارویان بهشتی است که در ادبیات کلاسیک معیار سنجش زیبایی هستند.

بسیار بود سرو روان و گل خندان لیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری

در جهان سروهای خرامان و گل‌های خندان بسیارند، اما هیچ‌کدام به زیبایی و موزونی قامت تو نیستند.

نکته ادبی: سرو روان و گل خندان نمادهای سنتی زیبایی در شعر کلاسیک فارسی هستند.

پیداست که سرپنجه ما را چه بود زور با ساعد سیمین توانا که تو داری

برایم کاملاً آشکار است که قدرت و توانایی من در برابر ساعدهای سیمین و پرقدرت تو، بسیار ناچیز و ناتوان است.

نکته ادبی: ساعد سیمین کنایه از بازوان سفید، لطیف و در عین حال با نفوذ معشوق است.

سحر سخنم در همه آفاق ببردند لیکن چه زند با ید بیضا که تو داری

گرچه اشعار سحرآمیز مرا به همه جای جهان برده‌اند، اما این سخن‌ها در برابر معجزه زیبایی و درخشش تو، هیچ ارزشی ندارد.

نکته ادبی: ید بیضا تلمیحی به معجزه حضرت موسی (ع) و نشانه قدرت و درخشش خارق‌العاده است.

امثال تو از صحبت ما ننگ ندارند جای مگسست این همه حلوا که تو داری

شخصیت‌های والایی چون تو نباید از همنشینی با من شرمگین باشند؛ زیبایی تو چون حلوایی است که منِ ناچیز، همچون مگسی بر گرد آن می‌چرخم.

نکته ادبی: تمثیل مگس و حلوا برای نشان دادن تضاد طبقاتی و معنوی میان عاشق خاکی و معشوق والا به کار رفته است.

این روی به صحرا کند آن میل به بستان من روی ندارم مگر آن جا که تو داری

دیگران برای تفریح به صحرا یا گلستان می‌روند، اما من جز به سمت تو، هیچ میل و مقصدی در دل ندارم.

نکته ادبی: روی نهادن استعاره از قصد کردن و جهت‌گیری قلبی است.

سعدی تو نیارامی و کوته نکنی دست تا سر نرود در سر سودا که تو داری

ای سعدی، تو هرگز آرام نمی‌گیری و دست از این تلاش برنمی‌داری، تا آنکه جانت را در راه این عشقِ جنون‌آمیز از دست بدهی.

نکته ادبی: سودا در اینجا به معنای عشق شدید و جنون‌آور است که با سر (جان) در آمیخته است.

تا میل نباشد به وصال از طرف دوست سودی نکند حرص و تمنا که تو داری

اگر از جانب معشوق تمایلی برای وصال وجود نداشته باشد، تمام تلاش‌ها، حرص زدن‌ها و آرزوهای تو بی‌فایده خواهد بود.

نکته ادبی: حرص و تمنا به معنای طلبِ مشتاقانه است که بدون اذن معشوق، بیهوده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سرو به بالا، ماه به صفای رخ

تشبیه قامت معشوق به سرو و چهره او به ماه برای القای زیبایی مطلق.

تلمیح ید بیضا

اشاره به معجزه حضرت موسی (ع) برای تأکید بر درخشش و قدرتِ سحرانگیزِ جمال معشوق.

تمثیل جای مگسست این همه حلوا

تصویرسازی برای نشان دادن فروتنی عاشق در برابر جاذبه معشوق.

استعاره سودا

به کار بردن واژه سودا به معنای عشق جنون‌آمیز که با جانِ عاشق درگیر است.