دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۵۰۲

سعدی
تو با این لطف طبع و دلربایی چنین سنگین دل و سرکش چرایی
به یک بار از جهان دل در تو بستم ندانستم که پیمانم نپایی
شب تاریک هجرانم بفرسود یکی از در درآی ای روشنایی
سری دارم مهیا بر کف دست که در پایت فشانم چون درآیی
خطای محض باشد با تو گفتن حدیث حسن خوبان خطایی
نگاری سخت محبوبی و مطبوع ولیکن سست مهر و بی وفایی
دلا گر عاشقی دایم بر آن باش که سختی بینی و جور آزمایی
و گر طاقت نداری جور مخدوم برو سعدی که خدمت را نشایی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، گویای تقابل میان عاطفه پاک عاشق و بی‌مهری معشوق است. شاعر در این قطعه، در حالی که مجذوب زیبایی و کمال ظاهری معشوق است، از سنگ‌دلی و سستیِ پیمانِ او شکوه می‌کند و در نهایت، سلوک عاشقانه را مترادف با تن دادن به جور و جفای معشوق و تحملِ رنج‌های آن می‌داند.

معنای روان

تو با این لطف طبع و دلربایی چنین سنگین دل و سرکش چرایی

تو که دارای چنین طبعِ لطیف و زیبایی هستی، چرا این‌قدر سنگ‌دل و نافرمان هستی؟

نکته ادبی: لطف طبع به معنای ذوق و قریحه ظریف است و کنایه از زیبایی درونی و بیرونی معشوق است.

به یک بار از جهان دل در تو بستم ندانستم که پیمانم نپایی

من یک‌باره تمام قلبم را به تو سپردم و عاشق تو شدم، اما نمی‌دانستم که تو به پیمان و عهد ما وفادار نمی‌مانی.

نکته ادبی: پیمان نپاییدن به معنای وفادار نماندن به عهد و پیمان است.

شب تاریک هجرانم بفرسود یکی از در درآی ای روشنایی

شب تاریک جدایی از تو مرا فرسوده و ضعیف کرده است؛ ای روشنایی‌بخشِ زندگی من، خواهش می‌کنم به دیدارم بیا.

نکته ادبی: هجران به معنای دوری و جدایی و از مفاهیم کلیدی عرفانی و عاشقانه است.

سری دارم مهیا بر کف دست که در پایت فشانم چون درآیی

من آماده‌ام که جانم را در طبق اخلاص بگذارم و به محض اینکه تو به سراغم بیایی، آن را فدای تو کنم.

نکته ادبی: سر بر کف دست نهادن کنایه از آمادگی کامل برای ایثار جان است.

خطای محض باشد با تو گفتن حدیث حسن خوبان خطایی

اصلاً کار اشتباهی است که با تو از زیبایی دیگران حرف بزنم، چرا که زیباییِ دیگران در برابر تو عیب و نقص محسوب می‌شود.

نکته ادبی: خطای محض به معنای اشتباه آشکار و غیرقابل‌انکار است.

نگاری سخت محبوبی و مطبوع ولیکن سست مهر و بی وفایی

تو معشوقی بسیار دلربا و دوست‌داشتنی هستی، اما متأسفانه در عشق سست‌عنصری و بی‌وفا هستی.

نکته ادبی: مطبوع به معنای پسندیده و مورد طبع است.

دلا گر عاشقی دایم بر آن باش که سختی بینی و جور آزمایی

ای دل من، اگر ادعای عاشقی داری، همیشه بر این باور باش که باید سختی‌ها و ظلم‌های معشوق را با جان و دل بپذیری.

نکته ادبی: جور به معنای ستم و بی‌عدالتی است که در شعر عاشقانه به بی‌مهری‌های معشوق اشاره دارد.

و گر طاقت نداری جور مخدوم برو سعدی که خدمت را نشایی

و اگر طاقتِ تحملِ ستم‌های معشوق را نداری، ای سعدی، از این راه بازگرد، چرا که تو شایستگیِ مقام عاشقی را نداری.

نکته ادبی: مخدوم به معنای صاحب‌کار و سرور است که در اینجا برای تعظیم و تمجید معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر بر کف دست

کنایه از آمادگی برای فدا کردن جان در راه معشوق.

استعاره شب تاریک هجران

تشبیه دوری از معشوق به شبی تاریک و طولانی برای بیان شدتِ رنج عاشق.

تضاد لطف طبع و سنگین‌دل

تقابل زیباییِ ظاهری و رفتاریِ معشوق با سنگدلی و بی‌عاطفگی او.