دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۴۷۴

سعدی
نشان بخت بلندست و طالع میمون علی الصباح نظر بر جمال روزافزون
علی الخصوص کسی را که طبع موزونست چگونه دوست ندارد شمایل موزون
گر آبروی بریزد میان انجمنت به دست دوست حلالست اگر بریزد خون
مثال عاشق و معشوق شمع و پروانه ست سر هلاک نداری مگرد پیرامون
بسوخت مجنون در عشق صورت لیلی عجب که لیلی را دل نسوخت بر مجنون
چگونه وصف جمالش کنم که حیران را مجال نطق نباشد که بازگوید چون
همین تغیر بیرون دلیل عشق بسست که در حدیث نمی گنجد اشتیاق درون
اگر کسی نفسی از زمان صحبت دوست به ملک روی زمین می دهد زهی مغبون
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست حدیث دلبر فتان و عاشق مفتون
جفای عشق تو چندان که می برد سعدی خیال وصل تو از سر نمی کند بیرون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده مضمونی عاشقانه دارد و بر محوریتِ قدرتِ سهمگینِ عشق، زیباییِ بی‌بدیلِ معشوق و تسلیمِ تامِ عاشق استوار است. شاعر با زبانی صریح بیان می‌کند که عشق نه یک موهبتِ آرام، بلکه آتشِ سوزانی است که عاشق را به فنا می‌کشاند و با این حال، عاشق در این وادیِ پرخطر، با جان و دل به دنبالِ مقصود است. سعدی در این ابیات، تضادی میانِ رنجِ ناشی از عشق و شیرینیِ خیالِ وصال ترسیم می‌کند.

در لایه‌های عمیق‌تر، این شعر به ناتوانیِ زبان در توصیفِ کمالِ مطلوبِ معشوق اشاره دارد. شاعر تأکید می‌کند که عشقِ حقیقی، در دایره‌ی کلمات و استدلال‌های عقلانی نمی‌گنجد؛ بلکه در تغییرِ احوالِ ظاهریِ عاشق و سوختنِ درونیِ او نمود می‌یابد. در نهایت، این شعر تجلیِ تسلیمِ عاشق در برابرِ جفای یار است که با وجودِ تمامِ سختی‌ها، تصورِ وصال از ذهنِ او پاک نمی‌شود.

معنای روان

نشان بخت بلندست و طالع میمون علی الصباح نظر بر جمال روزافزون

نگاه کردن به چهره‌ی معشوق که هر روز زیباتر می‌شود، در آغاز صبح، نشانه‌ای از خوش‌اقبالی و بخت بلند انسان است.

نکته ادبی: طالع میمون به معنای بخت نیک و خجسته است و علی الصباح به معنای هنگام صبح می‌باشد.

علی الخصوص کسی را که طبع موزونست چگونه دوست ندارد شمایل موزون

به‌ویژه برای کسی که روحیه‌ای لطیف و ذوقی سلیم دارد، امری طبیعی است که شیفته‌ی چهره و اندامی متناسب و زیبا باشد.

نکته ادبی: طبع موزون به معنای ذوق و قریحه هماهنگ و هنری است.

گر آبروی بریزد میان انجمنت به دست دوست حلالست اگر بریزد خون

اگر معشوق در میان جمع آبروی مرا ببرد یا حتی خونم را بریزد، این کار برای او مباح است و من اعتراضی ندارم.

نکته ادبی: آبرو ریختن کنایه از تحقیر کردن یا رسوا کردن است.

مثال عاشق و معشوق شمع و پروانه ست سر هلاک نداری مگرد پیرامون

رابطه‌ی عاشق و معشوق درست مانند رابطه‌ی شمع و پروانه است؛ اگر آمادگیِ سوختن و نابود شدن نداری، هرگز به حریم عشق نزدیک نشو.

نکته ادبی: این بیت تمثیلی است که خطرِ جان‌باختن در راه عشق را نشان می‌دهد.

بسوخت مجنون در عشق صورت لیلی عجب که لیلی را دل نسوخت بر مجنون

مجنون در آتش عشقِ لیلی سوخت و نابود شد، اما شگفت‌آور است که لیلی در این میان دلسوزی و رنجی مشابهِ مجنون نداشت.

نکته ادبی: اشاره به داستان اساطیری لیلی و مجنون که نمادِ عشقِ یک‌سویه و بی‌پرواست.

چگونه وصف جمالش کنم که حیران را مجال نطق نباشد که بازگوید چون

چگونه می‌توانم زیباییِ بی‌حد او را وصف کنم، حال آنکه حیرت و شگفتیِ من آن‌چنان است که زبانم بسته شده و توانِ گفتن از چگونگیِ آن را ندارم.

نکته ادبی: مجال نطق به معنای فرصت و توان سخن گفتن است.

همین تغیر بیرون دلیل عشق بسست که در حدیث نمی گنجد اشتیاق درون

همین دگرگونی در ظاهر و رنگِ رخسارِ من برای اثباتِ عشقم کافی است، چرا که اشتیاقِ قلبیِ من فراتر از آن است که در قالبِ واژه‌ها بگنجد.

نکته ادبی: تغیر در اینجا اشاره به دگرگونی چهره از رنج عشق (مانند زردی صورت) دارد.

اگر کسی نفسی از زمان صحبت دوست به ملک روی زمین می دهد زهی مغبون

اگر کسی لحظه‌ای از وقتِ خود را که صرفِ معاشرت با دوست شده، در ازای تمامِ ثروت و ملکِ دنیا بفروشد، به‌راستی که در این معامله بازنده و زیان‌کار است.

نکته ادبی: مغبون در ادبیاتِ کهن به معنای کسی است که فریب خورده و در معامله ضرر کرده است.

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست حدیث دلبر فتان و عاشق مفتون

سخن را طولانی کردیم، اما داستانِ دلرباییِ یارِ فتنه‌گر و شیداییِ عاشقِ واله، همچنان بی‌پایان باقی مانده است.

نکته ادبی: فتان به معنای فتنه‌انگیز و دلفریب است و مفتون به معنای کسی است که شیفته و گمگشته‌ی عشق است.

جفای عشق تو چندان که می برد سعدی خیال وصل تو از سر نمی کند بیرون

سعدی هرچقدر هم که رنج و ستمِ ناشی از عشقِ تو را تحمل می‌کند، با این وجود، خیالِ رسیدن به تو لحظه‌ای از ذهنش خارج نمی‌شود.

نکته ادبی: جفا در اینجا به معنای رنج و فشاری است که از عشق ناشی می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تمثیل شمع و پروانه

تشبیه رابطه‌ی عاشق و معشوق به رابطه‌ی شمع و پروانه برای نشان دادن خطرِ فنا و سوختن در عشق.

تلمیح مجنون و لیلی

اشاره به داستان مشهور لیلی و مجنون برای یادآوری وضعیت عاشق و معشوق اساطیری.

پارادوکس جفای عشق و خیال وصل

تناقض میانِ رنج کشیدن از ستمِ عشق و همزمان اصرار بر ماندن در آن و امید به وصال.

کنایه آبرو ریختن

کنایه از تحقیر یا شرمساری در مقابل دیگران.