دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۴۵۶

سعدی
ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن قوت او می کند بر سر ما تاختن
گر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیش هر دو به دستت درست کشتن و بنواختن
گر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواست چاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن
کشتی در آب را از دو برون حال نیست یا همه سود ای حکیم یا همه درباختن
مذهب اگر عاشقیست سنت عشاق چیست دل که نظرگاه اوست از همه پرداختن
پایه خورشید نیست پیش تو افروختن یا قد و بالای سرو پیش تو افراختن
هر که چنین روی دید جامه چو سعدی درید موجب دیوانگیست آفت بشناختن
یا بگدازم چو شمع یا بکشندم به صبح چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن
ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست زخم توان خورد و تیغ بر نتوان آختن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این غزل، شاعر با زبانی ستایش‌آمیز و در عین حال تسلیم‌طلبانه، از غلبه‌ی بی‌چون‌ و چرای نیروی عشق بر هستی انسان سخن می‌گوید. او معتقد است در برابر قدرت سهمگین عشق، هیچ‌گونه ایستادگی یا ستیزه‌ای ممکن نیست و تنها راه رستگاری یا آرامش در این مسیر، تن دادن به خواستِ معشوق است.

سعدی فضای حاکم بر این ابیات را به یک میدان نبرد تشبیه می‌کند که در آن عاشق، سلاح‌های خود را بر زمین گذاشته و آگاهانه شکست را در برابر اقتدار معشوق می‌پذیرد. این سرگشتگی و فدایی بودن، نشان‌دهنده‌ی خلوصِ باور عاشق است که دل را از هر تعلقی جز یار پاک کرده است.

معنای روان

ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن قوت او می کند بر سر ما تاختن

ما توانایی ستیزه با عشق را نداریم؛ زیرا عشق با نیروی عظیم خود بر ما هجوم آورده و بر ما چیره گشته است.

نکته ادبی: پنجه درانداختن کنایه از آغاز درگیری و ستیزه‌جویی است.

گر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیش هر دو به دستت درست کشتن و بنواختن

چه ما را به حضور خود بپذیری و چه راه را بر ما ببندی، در هر دو حال، قدرتِ جان‌ستاندن یا نوازش کردن، تنها در دستان توست.

نکته ادبی: در اینجا تضاد میان کشتن (سخت‌گیری) و نواختن (مهربانی) برای نشان دادن سلطه معشوق به کار رفته است.

گر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواست چاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن

اگر با هر سلاحی به ما حمله کنی، بر تو رواست؛ چرا که در برابر تو، هیچ راهی جز تسلیم شدن برای ما باقی نمانده است.

نکته ادبی: سپر انداختن استعاره از تسلیم شدن و دست کشیدن از مبارزه است.

کشتی در آب را از دو برون حال نیست یا همه سود ای حکیم یا همه درباختن

وضعیت عاشق مانند کشتی سرگردان در دریاست که دو سرنوشت بیشتر ندارد: یا به کمالِ وصال می‌رسد و سود می‌برد، یا در این راه جان و هستی خود را به کل می‌بازد.

نکته ادبی: حکیم در اینجا به معنای خردمند و اندیشمند است که خطاب قرار گرفته است.

مذهب اگر عاشقیست سنت عشاق چیست دل که نظرگاه اوست از همه پرداختن

اگر آیینِ تو عاشقی است، پس رسم عاشقان چیست؟ رسم آنان این است که دل را، که جایگاهِ نگاهِ معشوق است، از هر چیز غیر از او خالی و پاک کنند.

نکته ادبی: نظرگاه به معنای محل نگاه یا جایگاه تماشا است؛ دل جایگاهی است که باید فقط برای معشوق باشد.

پایه خورشید نیست پیش تو افروختن یا قد و بالای سرو پیش تو افراختن

در برابر درخششِ وجودِ تو، خورشید تواناییِ تابیدن ندارد و در برابر قامتِ بلند و موزون تو، سرو هیچ‌گونه قد و بالایی برای عرض اندام ندارد.

نکته ادبی: این بیت دربردارنده اغراق (مبالغه) برای توصیف زیبایی معشوق است.

هر که چنین روی دید جامه چو سعدی درید موجب دیوانگیست آفت بشناختن

هر کس چهره‌ای چنین زیبا و دلفریب را دید، مانند من (سعدی) از شدتِ شور و بیقراری گریبان درید؛ چرا که شناختن و درکِ این‌چنین زیبایی خیره‌کننده‌ای، سرانجامش دیوانگی است.

نکته ادبی: جامه دریدن کنایه از شدت غم یا شور و شوق بی‌حد است.

یا بگدازم چو شمع یا بکشندم به صبح چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن

سرنوشت من یا آب شدن و سوختن تدریجی در فراق است (مانند شمع) و یا کشته شدن در وقتِ سحر؛ چاره‌ای جز سوختن و ساختن با این تقدیر ندارم.

نکته ادبی: سوختن و ساختن یک ترکیب استعاری برای تحمل کردنِ شرایطِ سخت است.

ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست زخم توان خورد و تیغ بر نتوان آختن

ما در برابر تو دست از جنگ کشیدیم و تسلیم شدیم؛ زیرا در میدان نبرد با دوست، می‌توان زخم خورد و تحمل کرد، اما نمی‌توان شمشیر به روی او کشید.

نکته ادبی: آختن به معنای بیرون کشیدنِ شمشیر از نیام است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سپر انداختن

به معنای اعلام تسلیم و دست کشیدن از مخالفت یا جنگ.

مبالغه پایه خورشید نیست پیش تو افروختن

بزرگ‌نمایی زیبایی معشوق تا حدی که خورشید در برابر او فروغی ندارد.

تضاد کشتن و بنواختن

به کار بردن دو مفهوم متضاد در یک بیت برای نشان دادن قدرت مطلق معشوق.

استعاره کشتی در آب

تمثیلی از وضعیت پرمخاطره و سرنوشت‌ساز عاشق در مسیر عشق.