دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۴۰۸

سعدی
امروز مبارکست فالم کافتاد نظر بر آن جمالم
الحمد خدای آسمان را کاختر به درآمد از وبالم
خوابست مگر که می نماید یا عشوه همی دهد خیالم
کاین بخت نبود هیچ روزم وین گل نشکفت هیچ سالم
امروز بدیدم آن چه دل خواست دید آن چه نخواست بدسگالم
اکنون که تو روی باز کردی رو باز به خیر کرد حالم
دیگر چه توقعست از ایام چون بدر تمام شد هلالم
بازآی کز اشتیاق رویت بگرفت ز خویشتن ملالم
آزرده ام از فراق چونانک دل باز نمی دهد وصالم
وز غایت تشنگی که بردم در حلق نمی رود زلالم
بیچاره به رویت آمدم باز چون چاره نماند و احتیالم
از جور تو هم در تو گیرم وز دست تو هم بر تو نالم
چون دوست موافقست سعدی سهلست جفای خلق عالم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، سرشار از شور و شعفِ دیدار است و شاعر، فضایِ تیره و تارِ تنهایی و هجران را با تابشِ چهره‌ی یار، به روشنایی و امید بدل کرده است. سعدی در این ابیات، پیوندی عمیق میان بازگشت معشوق و سامان یافتنِ احوالِ پریشانِ خود ترسیم می‌کند و به خواننده نشان می‌دهد که چگونه حضورِ یار، رنج‌های گذشته را به دست فراموشی می‌سپارد.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، ستایشِ وصال و ناتوانی در توصیفِ لذتِ رسیدن به معشوق است. شاعر با زبانی صمیمانه، از جفای ایام و رنج‌های فراق سخن می‌گوید و در نهایت، هم‌سویی و موافقتِ یار را مرهمی بر تمامی دردهای عالم می‌داند، به گونه‌ای که با داشتنِ او، دیگر هیچ غمی در جهان معنا ندارد.

معنای روان

امروز مبارکست فالم کافتاد نظر بر آن جمالم

امروز طالع و بخت من بسیار خجسته است، چرا که چشمانم به چهره‌ی زیبای تو روشن شد.

نکته ادبی: فال در اینجا به معنای بخت و اقبال و پیش‌بینیِ خیر است.

الحمد خدای آسمان را کاختر به درآمد از وبالم

خداوند آسمان‌ها را شکر می‌گویم که ستاره‌ی نحسِ بختِ من، از میان رفت و روزگار سیاهم به پایان رسید.

نکته ادبی: وبال به معنای رنج، سنگینی و نحوست است که در اینجا با اخترفیل (ستاره بخت) به کار رفته است.

خوابست مگر که می نماید یا عشوه همی دهد خیالم

آیا این دیدار یک رویاست که به من نشان داده می‌شود یا اینکه خیالات من به من امید واهی و فریبنده می‌دهد؟

نکته ادبی: عشوه در ادبیات کهن گاه به معنای فریب و نیرنگِ زیبا به کار می‌رود.

کاین بخت نبود هیچ روزم وین گل نشکفت هیچ سالم

چرا که در هیچ روزی چنین بخت بلندی نداشته‌ام و در هیچ سالی، چنین گلِ زیبایی برای من شکوفا نشده بود.

نکته ادبی: گل استعاره‌ای از معشوق و زیبایی‌های اوست.

امروز بدیدم آن چه دل خواست دید آن چه نخواست بدسگالم

امروز به آنچه دلم آرزو داشت رسیدم و دشمن بدخواه من نیز، آنچه را که از آن هراس داشت (یعنی پیروزی و شادی من) مشاهده کرد.

نکته ادبی: بدسگال به معنای کسی است که بداندیش است و قصد بدی دارد.

اکنون که تو روی باز کردی رو باز به خیر کرد حالم

اکنون که تو چهره گشودی و نقاب از رخ برداشتی، حال و روز من به لطفِ حضور تو به خیر و نیکی گرایید.

نکته ادبی: ایهام در واژه رو: یک بار به معنای چهره و بار دیگر به معنای جهت و سمتِ کارها.

دیگر چه توقعست از ایام چون بدر تمام شد هلالم

دیگر چه خواسته‌ای از روزگار دارم؟ اکنون که هلالِ باریکِ بختِ من به ماهِ تمام (یار) تبدیل شده است، آرزویم برآورده شده است.

نکته ادبی: بدر تمام استعاره از کمالِ حضورِ معشوق است.

بازآی کز اشتیاق رویت بگرفت ز خویشتن ملالم

دوباره نزد من بازگرد، چرا که شدتِ اشتیاق و دوریِ تو، مرا از وجودِ خودم بیزار و خسته کرده است.

نکته ادبی: ملال به معنای خستگیِ روح و بیزاری از وضعیت موجود است.

آزرده ام از فراق چونانک دل باز نمی دهد وصالم

چنان از دوری و فراقِ تو آزرده و مجروح شده‌ام که دلم حتی باور نمی‌کند که به وصالِ تو رسیده‌ام.

نکته ادبی: فراق به معنای جدایی است و در تقابل با وصال قرار دارد.

وز غایت تشنگی که بردم در حلق نمی رود زلالم

و به خاطر تشنگیِ شدیدی که در دورانِ دوری کشیدم، اکنون حتی گواراترین آب‌ها نیز در گلوی من پایین نمی‌رود.

نکته ادبی: زلال به معنای آبِ صاف و گوارا است که کنایه از حیات و آرامش است.

بیچاره به رویت آمدم باز چون چاره نماند و احتیالم

به عنوان یک بیچاره دوباره به سوی تو آمدم، چرا که راهِ چاره و تدبیر دیگری برایم باقی نمانده است.

نکته ادبی: احتیال به معنای چاره‌جویی و تدبیر برای حل مشکل است.

از جور تو هم در تو گیرم وز دست تو هم بر تو نالم

از جور و ستمِ تو، به خودِ تو شکایت می‌برم و از دستِ تو، نزدِ تو دادخواهی می‌کنم.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده‌ی پارادوکسِ شکایت نزدِ معشوق است.

چون دوست موافقست سعدی سهلست جفای خلق عالم

ای سعدی، چون دوست و معشوق با تو همراه و موافق است، رنج و ستمِ مردمِ دنیا برایت آسان و قابل تحمل است.

نکته ادبی: موافق بودنِ دوست به معنای همراهی و همدلی معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گل

اشاره به معشوق که همچون گلی زیبا و نادر شکوفا شده است.

تناقض (پارادوکس) از جور تو هم در تو گیرم

شاکی بودن از کسی که تنها پناهگاهِ خودِ فرد است و شکایت نزدِ عاملِ درد.

ایهام رو

استفاده از واژه رو در دو معنای چهره و مسیر (جهت) که به زیبایی در بیت ششم به کار رفته است.

کنایه در حلق نمی رود زلالم

کنایه از شدتِ رنج و غم که مانعِ لذت بردن از کوچکترین نعمت‌ها می‌شود.