دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۳۸۷

سعدی
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم
نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست نه احتمال نشستن نه پای رفتارم
کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست سفر کنید رفیقان که من گرفتارم
نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما نمی کند که من از ضعف ناپدیدارم
اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی من این طریق محبت ز دست نگذارم
مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل درست شد به حقیقت که نقش دیوارم
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم
به عشق روی تو اقرار می کند سعدی همه جهان به درآیند گو به انکارم
کجا توانمت انکار دوستی کردن که آب دیده گواهی دهد به اقرارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزلِ دل‌انگیز، تصویری از عاشقیِ بی‌پروا و تسلیم‌ناپذیر را ترسیم می‌کند. در این سروده، عاشق در گردابِ مهری عمیق گرفتار شده که گریز از آن ممکن نیست و نه تنها تمایلی به رهایی ندارد، بلکه در برابر فشارهای بیرونی، طعنه‌ها و خطرات احتمالی، همچون کوهی استوار ایستاده است.

سعدی در این ابیات، پیوندی ناگسستنی میان «هستیِ عاشق» و «مهرِ معشوق» برقرار می‌کند، به‌گونه‌ای که دوری از این عشق یا بی‌میلی به آن، به منزله‌ی نیستی، بی‌جانی و بدل شدن به موجودی بی‌روح (همچون نقشِ دیوار) انگاشته می‌شود.

معنای روان

من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم

من از آن دسته آدم‌ها نیستم که به خاطر فشارهای دشمن و سختی‌ها، از عشقِ محبوب دست بشویم، حتی اگر این ایستادگی منجر به از دست رفتنِ جانم شود.

نکته ادبی: مهر در اینجا به معنای دوستی و عاطفه است و در مقابل کینه قرار گرفته که تضاد زیبایی ایجاد کرده است.

نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست نه احتمال نشستن نه پای رفتارم

وضعیت من در آستانه‌ی درگاهِ معشوق، بسیار حیرت‌آور است؛ نه توانِ رفتن دارم و نه طاقتِ ماندن و نشستن در اینجا؛ در میانه‌ی این بلاتکلیفی، پای رفتنم نیز سست شده است.

نکته ادبی: واژه «احتمال» در متون کلاسیک به معنای تحمل کردن و تاب آوردن است.

کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست سفر کنید رفیقان که من گرفتارم

دوستان و همراهان! شما به سفر خود ادامه دهید و بروید؛ من کجا می‌توانم بروم در حالی که دلم در بندِ عشقِ کسی اسیر شده و راهی برای رهایی ندارم.

نکته ادبی: پای‌بند استعاره از اسارت روحی و تعلق خاطر است که مانع حرکت می‌شود.

نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما نمی کند که من از ضعف ناپدیدارم

معشوق با نگاهِ لطف و دلسوزی به من نمی‌نگرد؛ شاید دلیلش این باشد که من به دلیلِ ضعف و ناتوانی در عشق، در نظرش بسیار ناچیز و محو گشته‌ام.

نکته ادبی: چشم ارادت به معنای نگاهِ همراه با دلسوزی و توجه ویژه است.

اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی من این طریق محبت ز دست نگذارم

اگر هزاران بار مرا سرزنش کنی و طعنه بزنی که چرا این راهِ پرمشقت را انتخاب کرده‌ای، باز هم من از این مسیرِ عشق و عاشقی دست برنخواهم داشت.

نکته ادبی: تعنت واژه‌ای عربی به معنای به رنج افکندن کسی با سرزنش و عیب‌جویی است.

مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل درست شد به حقیقت که نقش دیوارم

اگر من در دلِ خود میل و اشتیاقی به تماشای زیبایی‌های معشوق نداشتم، به حقیقت ثابت می‌شد که من همانندِ نقش و نگاری بی‌جان بر دیوار هستم؛ عشق، روحِ زندگیِ من است.

نکته ادبی: منظر در اینجا به معنای تماشاگاه و محل دیدنِ زیبایی‌هاست.

در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم

در آن شرایطی که دلِ معشوق با من صاف است و میان ما آشتی برقرار است، اگر تمامِ مردمِ جهان با من دشمن شوند، هیچ اندوهی به دل راه نمی‌دهم.

نکته ادبی: قضیه در اینجا به معنای ماجرا و شرایط موجود است.

به عشق روی تو اقرار می کند سعدی همه جهان به درآیند گو به انکارم

سعدی آشکارا به عشقِ جمالِ تو اعتراف می‌کند؛ حتی اگر تمامِ مردمِ دنیا جمع شوند و بخواهند این عشق را انکار کنند یا آن را نپذیرند، بگذار انکار کنند.

نکته ادبی: استفاده از فعل امر «گو» (بگذار بگویند) در اینجا برای نشان دادن بی‌تفاوتی به نظرِ دیگران است.

کجا توانمت انکار دوستی کردن که آب دیده گواهی دهد به اقرارم

چگونه می‌توانم این دوستی و عشق را کتمان کنم؟ در حالی که اشک‌های چشمم (که بی‌اختیار می‌ریزند) به عنوانِ شاهد، گواهیِ قطعی بر این ادعای من می‌دهند.

نکته ادبی: آب دیده کنایه از گریستن و نشانه‌ی بارزِ عشقِ پنهان است که آشکار می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره پای‌بند مهر

عشق به زنجیر و قید تشبیه شده که عاشق را اسیر کرده است.

تشبیه نقش دیوار

عاشقِ بدونِ عشق را به تصویرِ بی‌جان روی دیوار تشبیه کرده که فاقد اراده و حیات است.

کنایه آب دیده

اشک به عنوان گواه و شاهدِ عینی بر وجود عشق آورده شده است.

تضاد صلح و دشمن

تقابلِ صلحِ معشوق و دشمنیِ جهان برای نشان دادنِ اولویتِ رضایتِ محبوب.