دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۳۵۸

سعدی
زهی سعادت من که م تو آمدی به سلام خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
قیام خواستمت کرد عقل می گوید مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام
اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام
تو آفتاب منیری و دیگران انجم تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام
اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست که دیگران همه نقشند بر در حمام
تنک مپوش که اندام های سیمینت درون جامه پدیدست چون گلاب از جام
از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام
سماع اهل دل آواز ناله سعدیست چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام
در این سماع همه ساقیان شاهدروی بر این شراب همه صوفیان دردآشام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از ستایش، ارادت و خوش‌آمدگویی صمیمانه به یاری است که با قدوم خود فضای شاعر را دگرگون کرده است. سعدی با استفاده از تصویرسازی‌های لطیف و اغراق‌های هنری، مقام مخاطب را فراتر از پدیده‌های طبیعی و انسانی قرار می‌دهد و حضور او را مایه فخر و سعادت خود می‌شمارد.

فضا و حال‌وهوای حاکم بر این ابیات، سرشار از احترام عمیق و شور و شعف است. شاعر در این اثر، زیبایی و کمال محبوب را با مفاهیم سنتی و نمادین همچون سرو، خورشید و خلوصِ جان در می‌آمیزد تا عمقِ شیفتگی خود را نشان دهد و در پایان، هنرِ خویش را برتر از نغمه‌های معمولِ طبیعت و مناسبِ محفلِ عارفان می‌داند.

معنای روان

زهی سعادت من که م تو آمدی به سلام خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام

چه سعادتی نصیب من شد که تو برای دیدار به نزد من آمدی؛ ورودت را خوش‌آمد می‌گویم و درود و اکرامِ بسیار نثارت باد.

نکته ادبی: زهی مخففِ زهی به معنای چه خوب و زهی است که بیان‌گر شادی و تحسین است.

قیام خواستمت کرد عقل می گوید مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام

می‌خواستم به نشانه احترام برایت از جا برخیزم، اما خردم به من می‌گوید که چنین نکن؛ زیرا در برابرِ قامتِ موزون تو (که چون سرو بلند و استوار است)، ایستادن و قیام کردن، بی‌ادبی است.

نکته ادبی: استعاره از قامتِ موزون و بلند محبوب به سرو که از مضامین پربسامد در ادبیات کلاسیک است.

اگر کساد شکر بایدت دهن بگشای ورت خجالت سرو آرزو کند بخرام

اگر می‌خواهی بازارِ شکر از رونق بیفتد، لب باز کن و سخن بگو (چون کلامت شیرین‌تر است)؛ و اگر می‌خواهی سروِ خرامان از شرم آب شود و اعتبارش را از دست بدهد، راه برو.

نکته ادبی: استفاده از اغراق (مبالغه) برای نشان دادن برتری شیرینی سخن و زیبایی حرکت محبوب.

تو آفتاب منیری و دیگران انجم تو روح پاکی و ابنای روزگار اجسام

تو همچون خورشیدِ تابان و درخشان هستی و دیگران در برابر تو مانند ستارگانِ کم‌نورند؛ تو حقیقتِ جانِ پاکی و دیگران تنها کالبد و جسمی بی‌روح.

نکته ادبی: تقابل میان خورشید و ستارگان، و همچنین تقابل میان روح (جان) و جسم (کالبد) برای تبیین مقام والا.

اگر تو آدمیی اعتقاد من اینست که دیگران همه نقشند بر در حمام

اگر تو انسان هستی، پس اعتقادِ قلبی من این است که تمامِ مردمانِ دیگر تنها نقاشی‌هایی بی‌جان بر دیوارِ حمام هستند.

نکته ادبی: کنایه از اینکه دیگران در برابر کمال و زیباییِ حیاتیِ محبوب، فاقد روح و حیات‌اند.

تنک مپوش که اندام های سیمینت درون جامه پدیدست چون گلاب از جام

لباسِ نازک نپوش؛ چراکه تنِ سپید و سیمینِ تو از پشتِ جامه، مانندِ گلاب که در ظرفِ شیشه‌ای پیداست، نمایان است.

نکته ادبی: تشبیه زیبایی که تنِ محبوب را به گلاب و لباس را به جام (ظرف شیشه‌ای) مانند کرده است.

از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام

چه چیزی بهتر از همدلی و نزدیکی میان دو دوست است؟ دو دوستی که چنان به هم نزدیکند که گویی دو مغز در یک بادام هستند.

نکته ادبی: تصویرسازی لطیف برای نشان دادن صمیمیت و یگانگی میان دو یار که در یک جامه پنهان شده‌اند.

سماع اهل دل آواز ناله سعدیست چه جای زمزمه عندلیب و سجع حمام

نوای خوش و سماعِ اهلِ دل، صدای ناله‌ها و اشعارِ من (سعدی) است؛ نغمه‌های دیگر مانند آوازِ بلبل یا صدای کبوتران در حمام در برابر آن جایگاهی ندارد.

نکته ادبی: اشاره به سجع حمام که صدایی عامیانه و کم‌ارزش تلقی می‌شد در برابر اشعار عارفانه.

در این سماع همه ساقیان شاهدروی بر این شراب همه صوفیان دردآشام

در این مجلسِ روحانی و سماع، همه‌ی ساقیانی که شرابِ معرفت می‌دهند، زیباروی و دلربا هستند و تمامیِ صوفیان و عارفانِ حاضر، دردمندانه و مشتاقانه، در حالِ نوشیدنِ این شرابِ ناب‌اند.

نکته ادبی: دردآشام به معنای کسی است که رنجِ عشق را با جان می‌خرد و ته‌مانده‌ی شراب را می‌نوشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو

اشاره به قامتِ موزون و بلند محبوب که او را به درخت سرو تشبیه کرده است.

تشبیه دو مغز یک بادام

تمثیلی برای بیانِ صمیمیت و نزدیکیِ بسیار زیادِ میان دو دوست.

اغراق نقشند بر در حمام

بزرگ‌نمایی برای نشان دادن بی‌جانی و حقارت دیگران در برابر زیباییِ کاملِ محبوب.

تضاد آفتاب و انجم

مقایسه‌ی نورِ خیره‌کننده‌ی محبوب با ستارگانِ کم‌نور برای نشان دادن برتری مطلق او.