دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۳۵۵

سعدی
انتبه قبل السحر یا ذالمنام نوبت عشرت بزن پیش آر جام
تا سوار عقل بردارد دمی طبع شورانگیز را دست از لگام
دوری از بط در قدح کن پیش از آنک در خروش آید خروس صبح بام
مرغ جانم را به مشکین سلسله طوق بر گردن نهادی چون حمام
ز آهنین چنگال شاهین غمت رخنه رخنه است اندرون من چو دام
ساعتی چون گل به صحرا درگذر یک زمان چون سرو در بستان خرام
تا شود بر گل نکورویی وبال تا شود بر سرو رعنایی حرام
طوطیان جان سعدی را به لطف شکری ده از لب یاقوت فام
ناله بلبل به مستی خوشترست ساتکینی ساتکینی ای غلام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی آکنده از شور، سرمستی و دعوت به غنیمت‌شمردن فرصت‌ها سروده شده‌اند. شاعر مخاطب را فرا می‌خواند تا پیش از آنکه سپیده‌دم بدمد و خردِ مصلحت‌اندیش بر طبعِ بی‌قرار و جوشنده غلبه کند، دمی به عشرت و خوش‌گذرانی در دامان طبیعت بپردازد. مفهوم کلی، ترویجِ نگاهی لذت‌بخش به هستی و سپردنِ جان به دستِ زیبایی است که حتی گل و سرو را در برابر خود شرمنده می‌کند.

در لایه‌های عمیق‌تر، تقابلی میان اسارتِ عاشقانه (گرفتاری در بند گیسو و چنگالِ عشق) و میل به رهایی و خرامیدن در گلستان دیده می‌شود. شاعر با زبانی تصویرگرایانه، خود را صیدِ چنگال‌های تیزِ عشق می‌بیند و همزمان، خواهانِ حلاوتِ لب‌های معشوق است تا با آن، طوطیِ جانش را به نطق و شادمانی وادارد.

معنای روان

انتبه قبل السحر یا ذالمنام نوبت عشرت بزن پیش آر جام

بیدار شو و هشیار باش که پیش از سپیده‌دم، وقتِ شادمانی و نوشیدن است؛ پس جام شراب را آماده کن.

نکته ادبی: عبارت ابتدایی عربی است؛ 'السحر' در متون عرفانی و عاشقانه به معنای آخرین بخش شب و زمانِ سحرگاه است.

تا سوار عقل بردارد دمی طبع شورانگیز را دست از لگام

پیش از آنکه عقلِ مصلحت‌اندیش، زمام امور را در دست بگیرد و جلوی سرکشی‌های طبعِ مشتاق و بی‌قرار مرا بگیرد.

نکته ادبی: استعاره از 'سوار عقل' به معنای تسلط خرد بر احساسات است؛ 'لگام' نماد کنترل و محدودیت است.

دوری از بط در قدح کن پیش از آنک در خروش آید خروس صبح بام

پیش از آنکه خروس صبح‌گاهان آواز سر دهد، جرعه‌ای از شراب در قدح بریز و بنوش.

نکته ادبی: 'بط' به معنای مرغابی است اما در اینجا کنایه از پیاله شراب است که شکمی گرد دارد.

مرغ جانم را به مشکین سلسله طوق بر گردن نهادی چون حمام

جانِ من همچون مرغی در دامِ گیسوان مشکینِ تو گرفتار است و تو با این گیسوان، طوقی بر گردن من نهاده‌ای.

نکته ادبی: 'حمام' واژه‌ای عربی به معنای کبوتر است؛ تشبیه جان به کبوترِ دربند، مضمونی رایج در شعر کلاسیک است.

ز آهنین چنگال شاهین غمت رخنه رخنه است اندرون من چو دام

عشقِ تو همچون شاهینی تیزچنگال، قلبِ مرا دریده و پاره‌پاره کرده است.

نکته ادبی: استعاره‌ای بسیار قوی که عشق را به پرنده‌ای شکاری تشبیه می‌کند که صیدِ خود را (دل عاشق) زخمی می‌کند.

ساعتی چون گل به صحرا درگذر یک زمان چون سرو در بستان خرام

ساعتی کوتاه چون گل در دشت گردش کن و زمانی دیگر مانند درخت سرو در باغ خرامان راه برو.

نکته ادبی: دعوت به تماشای طبیعت با الگوگیری از ویژگی‌های زیبایی‌شناختی گل (لطافت) و سرو (قامت).

تا شود بر گل نکورویی وبال تا شود بر سرو رعنایی حرام

تا وقتی تو به میان می‌آیی، زیباییِ گل و رعناییِ سرو در برابر تو بی‌ارزش شود و دیگر کسی ادعای زیبایی نکند.

نکته ادبی: اغراق یا مبالغه در وصف زیبایی معشوق تا حدی که زیبایی‌های طبیعی در برابرش رنگ می‌بازند.

طوطیان جان سعدی را به لطف شکری ده از لب یاقوت فام

ای محبوب، با لب‌های یاقوت‌فام و شیرینت، طوطیانِ جانِ سعدی را که تشنه کلامِ تو هستند، حلاوت ببخش.

نکته ادبی: 'یاقوت‌فام' اشاره به رنگ سرخ و ارزشمند لب دارد؛ 'طوطیان جان' استعاره از روحِ سخن‌گو و مشتاق است.

ناله بلبل به مستی خوشترست ساتکینی ساتکینی ای غلام

ناله و آواز بلبل در حالت مستی و سرمستیِ عاشقانه دل‌انگیزتر است؛ پس ای غلام، جام شراب را برای من بیاور.

نکته ادبی: 'ساتکین' نوعی جام شراب است؛ ناله بلبل در مستی نشان‌دهنده یگانگی شورِ درونی عاشق با طبیعت است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون حمام، چون گل، چون سرو

بهره‌گیری از مشبه و مشبه‌به برای تصویرسازی دقیق و القای لطافت و زیبایی یا وضعیت اسیری.

استعاره سوار عقل، شاهین غم

تشبیه مفاهیم انتزاعیِ عقل و غم به موجوداتِ جاندار (سوار و شاهین) برای تجسم بخشیدن به عملکردهای آنان.

مبالغه تا شود بر گل نکورویی وبال

بزرگ‌نمایی در زیبایی معشوق تا حدی که زیبایی‌های طبیعت (گل و سرو) در برابر او شرمسار و بی‌قدر شوند.