دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۳۳۹

سعدی
گردن افراشته ام بر فلک از طالع خویش کاین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش
عمرها بوده ام اندر طلبت چاره کنان سال ها گشته ام از دست تو دستان اندیش
پایم امروز فرورفت به گنجینه کام کامم امروز برآمد به مراد دل خویش
چون میسر شدی ای در ز دریا برتر چون به دست آمدی ای لقمه از حوصله بیش
افسر خاقان وان گاه سر خاک آلود خیمه سلطان وان گاه فضای درویش
سعدی ار نوش وصال تو بیابد چه عجب سال ها خورده ز زنبور سخن های تو نیش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل زیبا بیانگر اوج شادمانی و غرور عاشق پس از یک جست‌وجوی طولانی برای وصال محبوب است. شاعر در این ابیات، گذر از رنج‌های گذشته و رسیدن به آرزوی دیرینه را با بیانی پرشور به تصویر می‌کشد و این کامیابی را نتیجه بخت بلند و اقبال خویش می‌داند.

در کنار این شادمانی، شاعر به تضادهای درونی نیز اشاره می‌کند؛ اینکه چگونه رسیدن به محبوب، مفاهیم قدرت و بزرگی دنیوی را در برابر عشق، ناچیز و کوچک جلوه می‌دهد. لحن شعر آمیزه‌ای از شکرگزاری، اعتراف به سختی‌های گذشته و ستایش شیرینیِ وصال است که به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده است.

معنای روان

گردن افراشته ام بر فلک از طالع خویش کاین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش

بیت اول: به واسطه بخت بلندم، چنان سربلندم که گویی گردن به آسمان کشیده‌ام. بیت دوم: این افتخار از آنجاست که من توانسته‌ام با تو همسفر شوم و راه بیابان و صحرا را در پیش بگیرم.

نکته ادبی: گردن افراشته‌ام کنایه از نهایتِ عزت و افتخار است و آسمان (فلک) نمادِ اوج است.

عمرها بوده ام اندر طلبت چاره کنان سال ها گشته ام از دست تو دستان اندیش

بیت اول: عمری دراز را در جست‌وجوی تو به چاره‌جویی و حیله‌گری گذراندم. بیت دوم: سال‌ها به خاطر تو در حال طراحی نقشه‌ها و اندیشیدن برای رسیدن به تو بودم.

نکته ادبی: دستان در ادبیات کهن به معنای مکر، حیله و تدبیر است.

پایم امروز فرورفت به گنجینه کام کامم امروز برآمد به مراد دل خویش

بیت اول: امروز پایم به گنجینه تمام آرزوهایم رسیده است. بیت دوم: امروز کام و دلخوشی من مطابق با مرادِ دلم محقق شده است.

نکته ادبی: گنجینه کام، استعاره از وصال و رسیدن به محبوب است.

چون میسر شدی ای در ز دریا برتر چون به دست آمدی ای لقمه از حوصله بیش

بیت اول: ای محبوبی که از هر درّ گران‌بهایی در دریا برتری، حالا که میسر شده‌ای. بیت دوم: ای وصالی که فراتر از توان و تصور من بودی، حالا که به دست آمده‌ای.

نکته ادبی: لقمه از حوصله بیش کنایه از امر غیرممکن یا بزرگی است که به دست آمده است.

افسر خاقان وان گاه سر خاک آلود خیمه سلطان وان گاه فضای درویش

بیت اول: شگفتا که تاج و افسر پادشاهی در برابر عشق خاکی و حقیر شده است. بیت دوم: جایگاه سلطنت و خیمه پادشاه در برابر سادگی و خلوت یک درویش رنگ باخته است.

نکته ادبی: تضاد بین افسر خاقان و خاک‌آلودگی، نشان از فروتنی عاشق در برابر معشوق است.

سعدی ار نوش وصال تو بیابد چه عجب سال ها خورده ز زنبور سخن های تو نیش

بیت اول: اگر سعدی امروز به شهد وصال تو دست یافته است، جای تعجب ندارد. بیت دوم: چرا که او سال‌ها در راه تو سختی‌ها و کنایه‌های تلخ را مانند نیش زنبور تحمل کرده است.

نکته ادبی: آرایه تضاد در نوش (شهد) و نیش (زهر) تقابل میان رنج هجران و لذت وصال را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد نوش و نیش

اشاره به شهد شیرین وصال و سختی‌های تلخ هجران که در بیت ششم به کار رفته است.

کنایه گردن افراشته‌ام

کنایه از نهایت افتخار، عزت و سربلندی که ناشی از وصال محبوب است.

تشبیه سخن‌های تو نیش

سخن محبوب به نیش زنبور تشبیه شده که در عین حال که آزاردهنده بوده، باعث پختگی شاعر شده است.

استعاره در

محبوب به درّ گران‌بهایی تشبیه شده است که از هر مرواریدی در دریا ارزشمندتر است.