دیوان اشعار - غزلیات

سعدی

غزل ۳۱۸

سعدی
امشب مگر به وقت نمی خواند این خروس عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس
پستان یار در خم گیسوی تابدار چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس
یک شب که دوست فتنه خفتست زینهار بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس
تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح یا از در سرای اتابک غریو کوس
لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود برداشتن بگفته بیهوده خروس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات در فضای شبانه و عاشقانه، بر ارزش غنیمت شمردن لحظات وصل تاکید دارند. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر حسی، اشتیاق سوزانِ عاشق را به تصویر می‌کشد و بیداری در شبِ وصل را در برابر گذرِ شتابانِ عمر و بیهودگیِ جدایی قرار می‌دهد.

تکیه بر گذر زمان و ترس از پایانِ فرصتِ عاشقانه، فضایی از اضطرار و لذتِ آنی را ایجاد کرده که نشان‌دهنده نگاهی عمیق به مقوله‌ی عشقِ زمینی و بهره‌مندی از لحظات است.

معنای روان

امشب مگر به وقت نمی خواند این خروس عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس

آیا خروس سحرخوان امشب به موقع نخوانده است که عاشقان هنوز از بوسه و در آغوش گرفتن یکدیگر دست برنمی‌دارند؟

نکته ادبی: پرسش در اینجا انکاری و تعجبی است که بر پایداریِ شورِ عاشقانه در شب دلالت دارد.

پستان یار در خم گیسوی تابدار چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس

سینه‌ی سپیدِ معشوق که در میان گیسوان سیاه و پرتابِ او قرار دارد، بسان گویِ عاجی است که در میان چوگان آبنوس (چوبی سیاه و گران‌بها) جای گرفته باشد.

نکته ادبی: تشبیه بلیغ که تضاد رنگی میان سپیدی سینه و سیاهی گیسو را به تصویر کشیده است.

یک شب که دوست فتنه خفتست زینهار بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس

شبی که معشوق -که خود فتنه‌ای زیباست- در خواب است، هوشیار باش و بیدار بمان تا عمرت به بطالت و حسرت نگذرد.

نکته ادبی: واژه‌ی «زینهار» در اینجا برای تأکید و هشدارِ دلسوزانه به کار رفته است.

تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح یا از در سرای اتابک غریو کوس

تا زمانی که بانگ اذانِ صبح از مسجد جامع (آدینه) به گوش نرسیده یا صدای طبلِ صبحگاهی از دربار اتابک شنیده نشده، از این لحظات استفاده کن.

نکته ادبی: اشاره به اتابک و مسجد آدینه، گویای بافتار تاریخی و اجتماعیِ عصر شاعر است.

لب بر لبی چو چشم خروس ابلهی بود برداشتن بگفته بیهوده خروس

برداشتنِ لب از لبِ یار، مانندِ همان نادانیِ خروس است که بی‌موقع آواز می‌خواند؛ کاری بیهوده و نابجاست.

نکته ادبی: شاعر در اینجا با طنزی ظریف، جدایی از معشوق را به بی‌آوازگی یا کج‌خوانی خروس تشبیه کرده که نشان از بی‌منطقی آن دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه گوی عاج در خم چوگان آبنوس

تشبیه پستان به گوی عاج و گیسو به چوگانِ سیاه (آبنوس) برای ترسیم تضاد رنگی.

کنایه بانگ صبح/ غریو کوس

کنایه از فرارسیدنِ سپیده‌دم و پایان یافتن زمان خلوتِ عاشقان.

نمادپردازی خروس

خروس به عنوان نمادِ زمان و فرارسیدنِ صبح و بیداریِ اجباری از عالمِ خوشِ شبانه.